0

آذرستان

این کتاب را به دیگران توصیه می کنید؟


این کتاب را به کتابخانه مورد علاقه خود بیفزایید.

توضیحات

آذرستان

چند حکایت از نویسندگان معاصر آذربایجان شوروی
گزیده ای از متن کتاب:
این افسانه را در زمان کودکی از مادرم شنیده ام. نمیدانم، شاید هم افسانه نباشد و حقیقت باشد…
مادرم حکایت می کرد:
در یک روز گرم تابستان که مردم از شهر به سوی دریا و هوای خنک آن می شتافتند و آبتنی می کردند و روی شنها و صخره ها دراز کشیده بودند و آفتاب می خوردند، ناگهان فریاد وحشت انگیز و جگرخراشی برخاست که همه را به تشویش و هیجان آورد. این فریاد، فریاد زن جوانی بود که در لب صخره نشسته بود و با فرزند کوچک خود بازی می کرد. مادر فرزند را کمی به هوا می انداخت، میگرفت و می بوسید و باز هم به هوا می انداخت می گرفت. بچه کوچک از این بازی خوشش می آمد و می خندید. ناگهان بچه مانند ماهی ای که تازه از آب گرفته باشند، از دست مادر لیز خورد و از بالای صخره به میان آب افتاد…

توضیحات تکمیلی

نویسنده

یوسف عظیم زاده

مترجم

حبیب . ف

حجم (مگ)

2.5

تعداد صفحات

222

نوع فایل

اسکن شده

دیدگاهی دارید؟