0

چشم کاغذیها

این کتاب را به دیگران توصیه می کنید؟

این کتاب را به کتابخانه مورد علاقه خود بیفزایید.

توضیحات

چشم کاغذیها

از متن کتاب:
باران همه جا را خیس کرده بود. دو ردیف درخت در دو طرف جاده دنبال هم صف کشیده بودند و تا آخرین نقطه دید که انتهای یک سربالایی بود به چشم می خوردند.
برگهای زرد و سرخ پاییزی اینجا و آنجا پراکنده بودند و به زیبایی افسرده صبح می افزودند. آسمان پوشیده از ابرهای خاکستری تیره و روشن بود و به نظر می آمد که از میان آنان نسیمی شرق را به سوی غرب می پیماید.
بانو بند روبدوشامبرش را روی شکمش گره زد و در حالیکه با یک دست موی طرفین صورتش را به پشت گوشهایش می فرستاد یک وری بدن نسبتا سنگینش را از میان در اتاق خواب بیرون کشید و در را پشت سرش بست..

اطلاعات بیشتر

نویسنده

فریدون گله

تعداد صفحات

136

حجم (مگ)

2.5

نوع فایل

اسکن شده

شناسنامۀ کتاب

دیدگاهی دارید؟