توضیحات
مدتی بود که در زیرزمین افتاده بود و نمیتوانست تکان بخورد. پاها و دستها و
تمام بدنش ورم کرده بود و به زحمت نفس میکشید.
آنوقتها که حالش خوب بود، روی صندوق برنج میخوابید. اما حالا تشکش
را انداخته بودند کف اتاق روی حصیری که رطوبت حسابی نمورش کرده بود.
زیرزمین یکجور انباری هم بود. بوی ترشی، بوی برنج، بوی ادویههای
جوراجور، بوی رطوبت شدید، بوی پیاز و سیر و بوهای دیگر چنان در هم
آمیخته بود که مشکل میشد نفس کشید. با این همه احیاء آنجا زیر لحاف کهنه
و مندرسش دراز کشیده بود و نمیتوانست تکان بخورد. دکتر گفته بود ورمش
از رماتیسم است. رماتیسمی که یادگار خانهی «کردمحله » بود. اتاقی که مش
رمضان برایش اجاره کرده بود. و حالا داشت آرام آرام جانش را میگرفت
🔖 book_keywords : دانلود فایل pdf کارنامۀ احیاء نوشته حسن حسام


دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.