توضیحات
مقدمه
در همه فرهنگهای کلاسیک ، نظام تعلیم و تربیت که در انحصار معدودی از مردم قرار داشت وابسته به یک زبان خاص بود . این زبان خاص معمولا” همان زبان متون مذهبی یا ادبیات سنتی بود که وحدت فرهنگی و گاه اداری را در نواحی وسیعی که در زندگی روزمره خود از زبانهای متفاوتی استفاده میکردند تامین میکرد. هدف سیاسی گسترش آموزش و پرورش رسمی که بر اساس تعلیم خواندن و نوشتن به بیشترین مردم بنا شده بود در اروپای جدید مورد قبول واقع شد، جایی که با توجه به ظهور اندیشه های نوین اتحاد کاملی میان حکومت ملت و زبان برقرار میشد بنابراین زبان عمومی و اجباری آموزش و پرورش همان زبان رسمی حکومت و مبین یگانگی و وحدت آن بود. دانش آموزانی که توان راه یابی به سطوح بالای آموزش و پرورش را داشتند زبانهای کلاسیک را برای فرهیخته شدن و زبانهای خارجی را هم به منظور احساس عضویت در جامعه اروپایی و جهانی می آموختند . اما برای بیشتر شهروندان، تعلیم و تربیت منحصرا ” تک زبانه بود با وجود اینکه بسیاری از دانش آموزان در آغاز گام نهادن به مدرسه با لهجه ها و زبانهای دیگری سخن می گفتند .
وقتی کشورهای اروپایی به امر آموزش و پروروش در کشورهای مستعمره پرداختند همین سیاست را ادامه دادند. بنابراین میتوان گفت که دقیقا تا قرن بیستم نظام آموزش و پرورش بر پایه یک زبان بنا شده بود و آموزش یک زبانی به مثابه یک هدف تلقی میشد . هر چند در طول پنجاه سال گذشته این وضعیت تا حد زیادی تکامل یافته است. امروزه بسیاری از نظامهای آموزش و پرورش هستند که دو زبان را مورد استفاده قرار می دهند و حتی برخی از آنها دو زبانگی Bilingualism را هدف خویش قرار داده اند .
با همکاری یونسکو
🔖 book_keywords : آموزش زبان دوم افراد دو زبانه زبان رسمی


دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.