توضیحات
یک شب خلوت
بهترین اثر مهیج از عملیات “مایک هامر”
آغاز داستان:
هیچکس در آن شب خلوت و بارانی روی پل قدم نمی زد و مه مانند ابر ضخیمی همه جا را گرفته و سرما تا مغز استخوان نفوذ می کرد و هر چندگاه اتومبیلی با شیشه های یخ زده در حالی که نور زرد رنگ چراغهای آن مه را می شکافت و مثل چشم های گربه ای به نظر می رسید، رد می شد.
ماشین را در گوشه ای نگه داشته و در حالیکه یقه بارانی خود را تا گوشها بالازده و لبه کلاهم را خم کرده بودم، شروع به قدم زدن روی پل کردم و بعد متفکرانه سیگاری آتش زدم و این کار آنقدر ادامه یافت تا همه سیگارهایم تمام شدند. از میان امارات اطراف ابدا اثری از وجود زنده ای به نظر نمی رسید و سکوت عمیقی همه جا را گرفته بود و به غیر از من هیچکس در آن حوالی دیده نمی شد. به نرده پل تکیه زده و مشغول تماشای چراغهای رنگارنگ قایق های روی رودخانه که به من چشمک میزدند، شدم و بعد دستهایم را روی صورتم گذاشتم و آنقدر به آن حالت ماندم تا افکارم دوباره متمرکز شدند و حیرت کردم اگر دادستان مرا با آن وضع ببیند، چکار خواهد کرد؟…
🔖 book_keywords : دانلود فایل pdf یک شب خلوت نوشته میکی سپیلین ترجمه گیورگیس آقاسی


دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.