توضیحات
کتاب رمان گودبای تهران به قلم آیلین آریانمهر، در مورد دختری به نام نازنین است که پدری جوان و خوشتیپ به نام سیاوش دارد. او مادرش را هنگام به دنیا آمدن خودش از دست داده است. نازنین عاشق پسر عمویش سهیل است اما …
در بخشی از کتاب رمان گودبای تهران میخوانیم:
با چشمای اشکی به ماشین سهیل که هر لحظه دورتر میشد نگاه کردم: سهیل تو رو خدا نرو
نازنین رنگ به روش نداشت
فقط با بهت به رفتن سهیل نگاه میکرد
تا اینکه ماشین کاملاً از دیدمون محو شد
نمیدونم چند دقیقه بود که با چشمای اشکی خیره به جاده بودم
انگار نمیتونستم هیچ کدوم از اندامهای بدنمو تکون بدم
بلاخره موفق شدم گردنمو تکون بدم تا ببینم نازی تو چه وضعیه
وقتی دیدم بدون حرکت افتاده رو زمین
تموم تنم از ترس یخ کرد
سریع از جام بلند شدم
اومدم بدوم سمتش که یهو کنترلمو از دست دادمو افتادم رو دستام اما دوباره سریع بلند شدم… واسم مهم نبود که کف دستام زخم شد یا لباسم خاکی، واسم فقط نازنین اهمیت داشت…
بهش که رسیدم سرشو بغل کردم، تکونش دادم گفتم: نازی… نازی حالت خوبه؟
چشماشو بیرمق باز کرد
با نگرانی دوباره پرسیدم: حالت خوبه؟؟؟
سرشو به معنی نه تکون داد و گفت: سرم گیج میره
🔖 book_keywords : دانلود فایل pdf گودبای تهران نوشته آیلین آریانمهر

دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.