اطلاعیه مهم

این کتابخانه به آدرس جدید منتقل شده است.


ورود به آدرس جدید fanuus.org

آخرین نگاه از پل خرمشهر

امتیاز 2.6 ستاره با 10 رای



.

somdn_product_page

توضیحات

به مقاومت دایران خرمشهر خونین، و فرزندان قهرمانش
از متن کتاب:
با هر ضربه خمپاره و خمسه خمسه و موشک بر سطح خیابان، بوی عفن بلندتر میشد و چون بخاری دبش و چسبناک زیر سقف مقعر نهر پراکنده می شد. آجرهای سقف نهر نم کشیده و شوره زده و پوسیده بود و جای جای ریزش داشت. صدای شلاب شلاپ قدمها انعکاس دلهره آوری داشت. تا زانو در هرز آب نهر بودند و لجن اندکی بالاتر از مچ پاهایشان را پوشانده بود.
ناصر گفت: «بچه که بودیم توی این نهر چه شنائی می کردیم، آن موقع سقف نداشت، بچه ها یادتون میاد؟ خسرو بی توجه به حرف او گفت: «ناصر جلوت را می بینی؟ دستت را به دیوار بگیر!» ناصر پوزخندی زد و گفت: «من توی روشنائی و زیر آفتاب زورکی پیش پایم را می بینم، حالا که شب تاریکه.» جلیل تفنگش را روی شانه جا بجا کرد و گفت: «ناصر! یادت هست قهوه خونه راجی کنار این نهر بود؟ به صندوق آواز داشت و همه اش صفحه های حضیری و ناظم غزالی را می گذاشت؟ ما هم توی نهر شنا می کردیم و کیف میکردیم. یادت میاد؟»…

🔖 book_keywords : دانلود فایل pdf آخرین نگاه از پل خرمشهر نوشته ناصر مؤذن

توضیحات تکمیلی

نویسنده

ناصر مؤذن

تعداد صفحات

41

حجم (مگ)

6.2

نوع فایل

اسکن شده

شناسنامۀ کتاب

کتابخانه فانوس

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “آخرین نگاه از پل خرمشهر”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *