توضیحات
بامبو هر روز با سرزدن آفتاب از خواب برمیخاست. او کار زیادی داشت و با خود فکر می کرد من از همه بزرگتر و قویتر هستم. راستی هم او از همه تندتر می دوید. از همه بلندتر می دوید و با همه زرنگی تمام به سرعت بالای درخت می رفت. به همین جهت تمام بچه های دهکده از او اطاعت می کردند…
🔖 book_keywords : دانلود فایل pdf بامبو پسرک کوچک نوشته لوب ترجمه نادره قزوینی

دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.