توضیحات
بنابر آنچه مرتاض دستور داده بود آتشی افروختم و در پیمانه ای که بمن بخشیده بود، شراب مخصوصی نوشیدم و کنار آتش در خواب شدم. لحظه ای بعد از جای برخاستم و از منزل بیرون آمدم.
خوب بیاد دارم که در آن شب ماه می تابید و نور سرد آن چون برف روی زمین می ریخت. پای در مهتاب نهادم و راهی را در پیش گرفتم که هزاران بار از آن گذشته بودم. اندکی بعد از فراز شهرها و دریاها گذشتم و سرانجام با پرنده ای سیاه بال همسفر شدم و او مرا بجائی برد که جز تاریکی چیزی نبود. در آن ظلمت در پی صدای بالهای او پیش می رفتم و لحظه ای بعد بجائی رسیدم که دانستم باید روح خود را در آنجا بگذارم و سبکبال و چابک بدزدی روم.
🔖 book_keywords : دانلود فایل pdf تا دنیا دنیاست : ادبیات داستانی دهه های سی و چهل نوشته ایرج پزشک نیا

دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.