اطلاعیه مهم

این کتابخانه به آدرس جدید منتقل شده است.


ورود به آدرس جدید fanuus.org

داستان‌ها

امتیاز 3 ستاره با 9 رای



.

somdn_product_page

توضیحات

داستانها

مجموعه ۶ داستان کوتاه با عناوین:
بمب / شیخ شعبان / میرزا صفر / عینک / درد دندان / تارزن پیر

از داستان بمب:
آژان کربلائی زال بیش از بیست سال بود که در اداره پلیس خدمت می کرد. زنش گاهی باو میگفت:
– مرد نه این شوشکه به ریخت تو میاید، نه این کلاه. بیا از این کار دست بردار، یک دکان بقالی باز کن بکاسبی مشغول شو.
کربلائی زال جواب میداد:
– زن تو لذت حکومت را نمیدانی اگر ترا آژان کنند. صد سال آژانی را ول نمیکنی. از آن گذشته من بیست و پنج سال بیشتر است که در این اداره کار میکنم. یکی دو سال دیگر وقت باز نشستگی من است آنوقت راحت مینشینم، پول را گرفته میخورم. زن کربلائی زال همیشه پس از این گفتگو ساکت میماند. چه بگویم خودت میدانی این بار اوقات کربلائی زال تلخ بود. رئیس کلانتری اورا احضار کرده و گفته بود:
کربلائی زال من از تو ناراضیم. تو آدم دنیا دیده و آژان قدیمی هستی. با وجود این آژانی که تازه دیروز از روسیه آمده میبینی چه کارهائی میکند، بمب پیدا میکند، تفنگ پیدا میکند، فشنگ پیدا میکند، هم روی رئیسش را سفید میکند هم روی خودش را، اما تو تا حالا یک تبر شکسته هم پیدا نکرده ای معلوم میشود یا از مردم پول میگیری یا پیر شده ای کاری از دستت برنمیاید. اگر کار اینطور پیش برود مثل اینکه ما نمیتوانیم باهم کار بکنیم…
سومین نفر در ردیف پنجم
من بارها شنیده بودم که به نوه ها بیش از فرزندان خویش دل می بندند. باور نمیکردم… ولی در واقع چنین است. بدون شک نوه هایمان در برابرمان هنگامی جلوه گری میکنند که هر اسمان از سنین پیری و بیماری نه بلکه بیش از همه از یکه و تنها ماند نست…
🔖 book_keywords : ادبیات داستانی روسیه ادبیات روسیه ادبیات کلاسیک روس داستانهای روسی نویسندگان روس نویسندگان شوروی عبدالرحیم بک حقویردیف ه. حاتمی

توضیحات تکمیلی

نویسنده

عبدالرحیم بک حقوردیف

مترجم

ه. حاتمی

تعداد صفحات

267

حجم (مگ)

3

نوع فایل

اسکن شده

شناسنامۀ کتاب

کتابخانه فانوس

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “داستان‌ها”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *