توضیحات
“دماغ شاه” مجموعه نه داستان کوتاه است که در سال ۱۳۳۸ش /۱۹۵۹ م به کوشش “دیمتری بلا کونف” پس از مرگ او به همین نام توسط انتشارات “رادی رادین “در صوفیه منتشر شد.
این مجموعه پس از گذشت پنجاه سال به کوشش “بهزاد موسایی “نویسنده ومحقق گیلانی ترجمه ودر ۱۰۷ صفحه توسط انتشارات «فرهنگ ایلیا» در اسفند ۱۳۸۸ منتشر شد.
اسحاق پیرمردی نمکفروش است. او از دماغ مجسمه شاه به عنوان سنگ ترازو استفاد میکند که به جرم توده ای یا مصدقی بودن دستگیر شده و به کلانتری ناحیه سه تهران فرستاده میشود. افسر با کمک عده ای دیگر پرونده ای سیاسی برای او تشکیل میدهند و او را به سلول انفرادی میفرستند و شکنجه میکنند، اما با گرفتن چند فرش نفیس از اقوام اسحاق او را نیمه جان تحویل میدهند.
بدینترتیب، دماغ شاه با ترفند افسران هر روز به دست کاسبی، نانوایی و بقالی و… می افتد و آنها به جرم سیاسی بودن دستگیر و بعد از گرفتن اموالشان توسط کلانتری به خانواده هایشان تحویل داده میشوند. این ترفند ادامه پیدا میکند تا این که کلانتریهای دیگر اعلام میکنند که دماغ شاه پیدا شده و بدینترتیب کاسبی کلانتری ناحیه سه کساد میشود و تحقیقات برای تشخیص دماغ اصل از بدل آغاز میشود. این کتاب مشتمل بر داستانهای کوتاهی با عناوین قفل، صبر کن، صبر…، موتورسیکلت من، معمای کلید، گواهی، در وزارتخانه، و بالا پایین است که به داستان دماغ شاه اشاره شد.
🔖 book_keywords : دانلود فایل pdf دماغ شاه نوشته محمدعلی افراشته ترجمه بهزاد موسایی
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.