توضیحات
قتل های داستان های وی غالباً در خانه هایی متروک با سبک و معماری ویکتوریایی اتفاق می افتند و قاتل که هویتش در طول داستان نباید لو برود، در انتها توسط کارآگاه پلیس، به عنوان حافظ قانون و نظم، فاش می شود.
البته پیش از آن کارآگاه در یک استنتاج درخشان خواننده را از آنچه وی براساس شواهد پراکنده شده در سطور پیشین باید متوجه شده باشد آگاه می سازد. آقا و خانم برسفورد سر میز صبحانه نشسته بودند .
آنها زوج مسنی به حساب می آمدند در همان لحظه صدها زوج پا به سن گذاشته انگلیسی….
از متن کتاب:
آقا و خانم برسفورد سر میز صبحانه نشسته بودند. آنها زوج مسنی به حساب می آمدند. در همان لحظه صدها زوج جوان پا به سن گذاشته دیگر در سراسر انگلستان ناشتایی صرف می کردند. این روز هم مثل روزهای دیگر بود. به نظر می رسید که ممکن است باران ببارد ولی نمی شد با اطمینان کامل این حرف را زد.
یک وقتی موهای آقای برسفورد سرخ رنگ بود. با آن که هنوز هم آثاری از آن موهای سرخ رنگ گذشته دیده می شد. ولی بیشتر آن به رنگ خاکستری روشنی گرائیده بود که معمولاً آدمهای موسرخ در سنین بالای عمر دارای آن می شوند. خانم برسفورد هم یک وقتی دارای موهای پرپشت و مجعد و سیاهرنگی بود لیکن در حال حاضر رگه های خاکستری در لابلای آنها به چشم میخورد. زمانی به فکرش رسید که موهایش را رنگ کند ولی عاقبت به این نتیجه رسید که همان رنگ طبیعی مو بیشتر به صورتش می آید. در عوض رنگ ماتیک خود را عوض کرد که حالت بشاشتری به او بدهد. یک زوج پا به سن گذاشته که مشغول صرف صبحانه بودند. یک زوج مطبوع و دوست داشتنی که اگر کسی آنها را می دید، چیز خارق العاده و قابل ملاحظه ای پیدا نمی کرد.
چنانچه این شخص زن یا مرد جوانی بود حتماً می گفت: «اوه، بله، کاملا مطبوع به نظر می رسند ولی البته مانند سایر افراد پیر واقعاً کسالت آور هستند.»…
کتاب های آگاتا کریستی
🔖 book_keywords : ادبیات انگلیس ادبیات داستانی انگلیس داستانهای انگلیسی رمان انگلیسی رمان خارجی نویسندگان انگلیسی


دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.