توضیحات
.
نیاشا شیکو ور در کتاب صوتی زرافهای که به کمک احتیاج داشت به داستان زرافهای به نام گَری میپردازد. گَری از این که بالاخره شش سالش شده خیلی خوشحال بود. چرا که دیگر میتوانست بعضی کارها را خودش به تنهایی انجام دهد؛ کارهایی مثل خوردن برگهای درخت اقاقیا… اما هیچچیز آنطور که او برنامهریزی کرده بود، پیش نرفت…
همهی داستان کتاب زرافهای که به کمک احتیاج داشت از شب تولد شروع شد. گری زرفه بالأخره شش ساله شده بود و این یعنی انقدری بزرگ شده که بتواند خودش به تنهایی از پس بعضی کارها بربیاید. مثلاً این که بدون زحمت قدش به بهترین درختان از جمله درخت اقاقیا برسد و از برگ آنها تغذیه کند. اما هیچچیز آنطور که گری انتظار داشت پیش نرفت! قد او هنوز هم به برگهای تازه و خوشطعم درخت اقاقیا نمیرسید.
گری تلاش کرد و تلاش کرد. به هزار زور و زحمت خواست تا خودش را به برگها برساند. اما تلاشهای او هیچ فایدهای نداشت! گری نگاهی به دوستان خود انداخت؛ انگار همهی آنها بدون کوچکترین زحمتی میتوانستند به بالای درختان برسند! اما هر تلاش گری به شکست منجر میشد. چارهی کار چه بود؟

دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.