توضیحات
کیلب پرسید: «مادر هم هر روز آواز میخواند؟» او که نزدیک اجاق نشسته بود و دستهایش را ستون چانه اش کرده بود، ادامه داد: «یعنی هر روز هر روز؟»
هوا گرگ و میش بود و سگها روی سنگ گرم مقابل اجاق و کنار پای او، دراز کشیده بودند. برای دومین بار در آن هفته، بیستمین بار در آن ماه و صدمین بار در آن سال و سالهای پیش از آن به او جواب دادم: «هر روز هر روز.»
– بابا هم آواز میخواند؟
– بله بابا هم آواز می خواند. کیلب این قدر جلو نیا می سوزی.
صندلی اش را عقب کشید صدای خشکی از کشیده شدن صندلی سنگ مقابل اجاق برخاست و سگها تکانی به خود دادند لاتی سیاه و کوچک دمش را تکان داد و سرش را بلند کرد. نیک دوباره خوابید.
خمیر نان را روی سنگ مرمر میز آشپزخانه چندین بار برگرداندم…
🔖 book_keywords : دانلود فایل pdf سارای قد بلند و ساده پوش نوشته پاتریشیا مک لاکلان ترجمه حسین ابراهیمی
تصویرگر: ونسا جولیان اوتی


دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.