توضیحات
یکی بود یکی نبود.
سنجاب کوچک قشنگی بود که در جنگلی زندگی میکرد. سنجاب کوچولو، خیلی شیطان و بازیگوش بود. صبح تا شب کارش این بود که دم پشمالوی قشنگش را بالا بگیرد و از شاخه یک درخت به شاخه درخت دیگری بپرد؛ توی لانه گنجشکها و پرستوها سر بکند؛ تخم کلاغها را بشکند و سربهسر جانورهای بزرگتر از خودش بگذارد. به خاطر این بازیگوشیها، سنجاب فرصتی نداشت تا برای خودش غذا درست کند. سنجاب کوچولو هر وقت گرسنه میشد، یواشکی به کلبه شکاربانی که در جنگل زندگی میکرد، میرفت و بدون اجازه او از غذاهایش میخورد.
🔖 book_keywords : دانلود فایل pdf سنجاب آشپز نوشته حسن نامدار ترجمه نقاشی از: نسرین خسروی

دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.