توضیحات
شبنم و برادرش آرش روبروی تلویزیون نشسته بودند و جهان حیوانات زیر دریا را تماشا میکردند. شبنم عاشق نهنگ کوچکی بود که همراه با مادرش اینطرف و آنطرف میرفت. پدر که روزنامه میخواند، سرش را بالا کرد و گفت:
بچا…! یادتان اس که صبا میریم تفریح؟
پدر و مادر روزها بود که برای یک سفر کوتاه در پایان هفته آمادگی میگرفتند.
🔖 book_keywords : دانلود فایل pdf شبنم و نهنگ کوچک نوشته ذبیح مهدی ترجمه تصویرگر: فائزه جلالی تمرانی
ویراستار: مهدی نایاب
طراح و صفحهآرا: تقی وحید


دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.