توضیحات
مقدمه:
بعد از موفقیت و استقبال گرم نوجوانان و جوانان عزیز از انتشار کتابهای لطیفه های مدرسهای و سینمائی و پزشکی و دیپلماتیک، بر آن شدیم که سه کتاب دیگر با نام های لطیفه های دریائی فضائی و اداری منتشر نمائیم و مترصد هستیم که با جمع آوری و ترجمه و نگارش سوژه ها و مضمونهای طنزآمیز و کمدی درباره مسائل و موضوعات دیگر انتشار دهیم. این سری از کتابها احتمالا لطیفه های ملل و لطیفه های ورزشی، لطیفه های سیاسی و لطیفه های تاریخی است.
ما ضمن تشکر از استقبال شما عزیزان از انتشار این سری کتاب ها، دست همکاری به سوی شما دراز می کنیم و خواستار همکاری و فعالیت شما در این زمینه هستیم تا شاید از این طریق اولا بتوانیم استعدادهای نهفته را شکوفا سازیم و در ثانی مجموعه ای از لطیفه ها و نکته ها و مضامین طنزآمیز را گردآوری نمائیم و این موضوعات را روز به روز تکمیل تر، کاملتر و جامع تر کنیم.
و هم چنین چون انتشار دو کتاب از لطیفه ای روستائی و محلی در برنامه کارمان است، از جوانان و نوجوانان عزیز روستائی و شهرستانی تقاضا داریم که در انتشار این دو مجموعه ما را یاری دهند.
به این امید که در آینده ای نزدیک مجموعه کاملی از لطیفه ها و سوژه ها و مضمونهای مختلف در اختیار داشته باشیم. در انتظار همکاری صمیمانه و نیز راهنمائیها و انتقادهای مثبت و سازنده شما عزیزان هستیم. کتابی که پیش روی دارید، لطیفه های دریائی نام دارد که مجموعه ایست از مضمون ها و لطیفه ها و نکته های دریایی.
“مولف”
سفر دریائی
مرد مسافری میخواست سوار کشتی شود. کاپیتان کشتی از او پرسید : شنابلدی ؟
مسافر گفت : نه. کاپیتان کشتی که میخواست مهارت خودش و استحکام کشتی را به رخ او و تمام مسافران بکشد با غرور تمام گفت: پس تا موقعی که توی کشتی من هستید خیالتان از هر جهت آسوده باشد !
مسافر که از سفر دریائی بیم داشت آهی کشید و گفت اما اگه کشتی غرق بشه من که شنا بلد نیستم چه خاکی بسرم بریزم ؟
کاپیتان قاه قاه خندید و گفت در دریا انقدر آب هست که لازم نیست هیچ خاکی به سرتان بریزید !!
🔖 book_keywords : دانلود فایل pdf لطیفههای دریایی نوشته ابوالقاسم صادقی


دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.