توضیحات
کتاب درباره تاثیر عرفان و تصوف در عدم رشد اندیشه در ایران می پردازد، کتابی جامع و تحلیلی و بدور از حاشیه.
نویسنده منتقدانه از آغاز عرفان در ایران تا امروز رو بررسی کرده.
از آنجا که نزدیک به چهل سال است که در آلمان و با زبان آلمانی کار و زندگی می کنم گاهی به واژه هایی به ویژه کارواژه ها فعلهایی بر می خورم که یافتن برابر نهاده ی پارسیاش دشوار و گاه ناممکن است. اگر هم قرار باشد آن را به پارسی برگردانیم باید از ترکیبهای گوناگون استفاده کنیم تا اندکی از آن معنا بازتابنده شود. البته منظورم واژه های فلسفی یا تئوریک نیست که مسئله ای دیگر و گاه حل ناپذیری است؛ منظورم واژه هایی است که در زبان روزمره به عنوان واژه های معمولی همه گان آنها را به کار میبرند. کم کم متوجه شدم که علت این تفاوت های زبانی در زندگی روزمره این است که فرهنگ غربی در جهان مدرن مسائلی را تجربه کرده یا به نوعی از مناسبات انسانی رسیده که هنوز برای فرهنگهایی نظیر ایران با اندیشه ی عمدتن پیش مدرنی عرفان زده بیگانه است. زبان چیزی مجرد نیست که بتوان آن را جدا از دستاوردهای دموکراتیک اجتماعی و تخصصی پالود و ساخت.
زبان زمانی میتواند رسا باشد که طرفین گفت و شنود پیشداده های زبانی را زیسته باشند. یعنی نمیتوان با آوردن روساخت یک مفهوم از رهگذر برابر نهاده ی نوین (ترجمه)، خود آن مفهوم را در جامعه ای که آن را درونی نکرده در عمل پیاده کرد؛ زیرا پیش شرط لازم برای جهت گیری مشترک در درک زبان این است که گیرنده با درون ساخت آن زبان هم بسته باشد؛ وگرنه آن واژه ی نوساخته معنایی بومی و خودمانی میگیرد که میتواند با معنای بنیادین همان واژه فرسنگ ها فاصله داشته باشد یا از بین برود.
«اگرچه عوامل مختلفی بازدارندهی رشد اندیشه در ایران هستند، اما یکی از مهمترین عاملها در این راستا ذهنیت عرفانی است. عرفان، پنداری پیش مدرن یا پیش منطقی یا اسطورهای است که با عقلگریزی و خردستیزی و با مسخ واژهها در سوی برانگیختن احساسات و هیجانات و شور و شوق و ذوب شدنِ فردیت عمل میکند. این عرفان، برخلاف نظر برخی، قدرت و نفوذی جدی و تعیین کننده در تشدید واپسماندگیِ ذهنیتِ “روشنفکر” ایرانی دارد. بسیاری از “روشنفکران” هنوز هم درک مسائل هستیشناختی و اخلاقی را در شعر شاعران یا عارفانی مانند حافظ و مولوی وسعدی و سهروردی و عطار و ملاصدرا و مانندگان میجویند. گویی اندیشهی ایرانی پس از سدهها هنوز تغییر و تحول نیافته که همچنان به آن آثار نیازمندند. آیا پس از هفتصد- هشتصد سال، اندیشهی ما هنوز نتوانسته از سطح اندیشههای این عارفان، متکلمان یا شاعران که اندیشه یا ذهنیت، اخلاق و منشِ سنتی را نمایندگی میکنند فراتربرود؟ بدون نقد جدی و بنیادی از تاریخِ اندیشه و فرهنگ، همچنان با داشتهها و نداشتههای گذشته، دلخوش و ایستا مانده، نمیتوانیم به رشد اندیشه در همگامی با دستاوردهای جهان مدرن برسیم. نویسنده در این کتاب کوشیده است تا با رویکردی علمی و تحلیلی و با اتکا به فلسفهی انتقادی فرهنگ، به ریشهیابیِ معضلات بپردازد و مسائل را نه در سطح، که در ژرفایش بررسی کند.»
🔖 book_keywords : دانلود فایل pdf نقش بازدارنده عرفان در رشد اندیشه در ایران نوشته محمود فلکی


دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.