توضیحات
نمایشنامه « صدای اسفند » در قالب و در ۱۷ صفحه تنظیم شده . شروع این نمایشنامه را با هم مرور می کنیم :
صحنه : اتاقی در زیر زمین آپارتمانی قدیمی ، با وسایلی کهنه و چیدمانی بی سلیقه . در دیوار سمت راست در ورودی خانه قرار دارد و چند پنجره ی کوچک که رو به کوچه باز می شود . در انتهای چپ صحنه ، اُپن آشپزخانه و چند متر جلوتر از آن ، آینه ای قدی دیده می شود که سطحش با عکس های مختلف پوشانده شده است . در میانه ی صحنه ، بند رختی بلند کشیده شده که طول اتاق را به دو قسمت تقسیم می کند .
روی بند ، پر از لباس های ریز و درشت مردانه و زنانه است . جلوتر از آن ، در میانه ی صحنه ، کاناپه ی رنگ و رو رفته ای دیده می شود . کنار کاناپه روی میز کوچکی ، لپ تاپ و زیر میز ، ضبط صوت و رادیویی قدیمی قرار دارد .
صحنه در تاریکی مطلق است . از پیغام گیر تلفن ، صدای زنی شنیده می شود .
صدای زن :
پنج ، چهار ، سه ، دو ، یک … ( فریاد ) عیدت مبارک … ( بلندتر ) عیدت مبارک عزیز دلم … عیدت مبارک … ( بغض راه گلویش را می بندد ) ببخشید … ببخشید عزیزم ، به خدا دست خودم نیست ، اگر بدونی چقدر دلم واست تنگ شده ، به خدا هر موقع نگاهم به این ماهی تو آب می افته اشکم در می یاد ،
از ظهر آنقدر گریه کردم که مجبور شدم ده دفعه آرایش مو تجدید کنم … ببخشید که به موقع زنگ نزدم … قصه ش طولانیه ، نمی خوام تو این دقیقه ها سرتو درد بیارم … ای کاش الآن کنارم بودی ، اگه این جا بودی سفت بغلت می کردم و اندازه ی تمام ثانیه هایی که پیشم نبودی ماچت می کردم … وسط سفره ی هفت سینم جات خیلی خالیه …
🔖 book_keywords : دانلود فایل pdf نمایشنامه صدای اسفند نوشته نوید ایزدیار

دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.