توضیحات
نمایش زندگی: پنجمین کتاب از داستانهای کوتاه
از داستان پشت برگها:
دلت میخواست به کس دیگه یی بودی؟
چرا به کس دیگه؟
یعنی خوشبخت بودی همه چی مطابق میلت بود. کیف
می کردی…
آره ولی چرا به کس دیگه؟
آخه تو با این مشخصات اجتماعی یی که الان داری نمی تونی
خوشبخت بشی.
آها!
مثلا دلت میخواست خوش هیکل بودی خوشگل بودی صدای خوبی داشتی خلاصه هر چی زیبایی و هنر دنیاست تو وجود تو
جمع می شد؟
چیه نکنه زده به سرت؟
آره جون تو بدجوری ام زده بسرم. دلم خونه از خودم بدم میاد. ولی …. ولی یه جورایی با رویاها و آرزوهام دارم زندگی میکنم وقتی این جمله را با حسرتی عمیق بیان میکند. ساکت می شود. انگار بی اختیار به عالمی دیگر فرو میرود. با اینکه با خودم عهد کرده بودم که دیگر دلم برای کسی نسوزد و به جای دلسوزی و غمخواری بیهوده قدم مثبتی در جهت کمک به آن طرف بردارم دلم برایش میسوزد بدون آنکه راه حلی برای مشکل اش
داشته باشم.
🔖 book_keywords : دانلود فایل pdf نمایش زندگی نوشته کامبیز گیلانی


دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.