توضیحات
با برداشتی از افسانه های مردم مازندارن
فهرست:
-۱ گل نار
۲ – جوان و کدخدای حیله گر
-۳ کدخدا و عزراییل
-۴ خروس گمشده
-۵ مرد آوازخوان و پلنگ
-۶ آدم و گربه و پلنگ
-۷ شغال دروغگو
یکی بود یکی نبود
پشت گنبد کبود
مثل همیشه
غیر از خدا هیچکس نبود
در زمانهای خیلی خیلی قدیم تو یکی از روستاهای سبز و بزرگ مردی زندگی می
کرد که خیلی مهربان بود. زنش هم مثل خودش مهربان و زیبا بود. مثل ماه. سالیان
سال از ندگی آنها می گذشت و آنها بچه دار نمی شدند. اینقدر نذر و نیاز کردند که خدا
دلش به رحم آمد و دختر توپول و خوشگل اسمش را گذاشتند گل نار.
🔖 book_keywords : دانلود فایل pdf هفت قصه نوشته فخرالدین احمدی سوادکوهی


دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.