توضیحات
از متن کتاب:
من دیدگان را به سوی پنجره اطاق کارم می گردانم. فکر من در طول یک لحظه با تصویرهای گوناگونی که گوشی بر شیشه ها رسم شده اند، در هم می آمیزد. از پشت شبکه هندسی آهنینی که نرده ایوان را تشکیل می دهد، امواج سبز رنگ بیشه ای را که در هوای نیمه مه آلود و آبی رنگ صبحگاهان پاریس غرق شده اند، می بینم خطی از تپه ها که پهلوهای آنها از سایه درختان پوشیده شده اند، در افق سرمی کشد. بنای بیمارستانی، یک موسسه سبک فلورانس را که سروهای سیاه رنگ آنرا احاطه کرده اند بیاد می آورد. چلچله ها گروه گروه در دل آسمان کم رنگی که قطعات شفاف ابر در آن می گذرند در پروازند.
خیلی دورتر هواپیماها می غرند و می چرخند . آنها خاطرات جنگ، بمبارانها و صفیرهای شبانه را بیاد می آورند. من دیده از تماشای درختان برمی گیرم و گوش از شنیدن صدای پرندگان می بندم. به مرگ یک مدنیت، به زوال امپراطوری رم، به آن شهر کوچکی در ساحل الجزیره که در قرن سوم میلاد مسیح چیزی از تنعم و زیبائی کم نداشت و پس از یکصد سال جز ویرانه ای ماتمزده و متروک از آن بجای نماند میاندیشم فکر میکنم که روزی سر گذشت خرابه های پایتختهای بزرگ عصرها چگونه خواهند بود…
کتاب های آندره موروا
🔖 book_keywords : دانلود فایل pdf هنر زندگی کردن نوشته آندره موروا ترجمه اسماعیل اسعدی


دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.