توضیحات
تاریکی مطلق! نور آهستهآهسته بر صحنه میتابد مرد، که بالاتنهاش برهنه است، از گوشه و کنار اتاق اشیاء مورد نیاز زن را گردآوری میکند و آنها را به زن میسپارد که در میانهٔ چشمانداز و برچمداری تلاش میکند تا اسباب سفری شتابزده را به مرتبترین وجه ممکن بچیند.
زن: به مجرد رسیدن برات خبر میفرستم. به هیچکس لازم نیست بگی، حتی بچه.
مرد: بچهٔ ۴ ساله این چیزا چه میفهمه.
زن: ازش میپرسن مامانت کجاس، میگه دیگه!
مکث
مرد: قبرستون امنتر از این خرابشدست (مکث، میخندند). چرا پس نمیخندی؟ها؟ خنده نداره که قبرستون امنتر از ایننجاس؟ چون اونجا دیگه اینا باهات کاری ندارن…
🔖 book_keywords : دانلود فایل pdf پرومته در اوین نوشته ایرج جنتی عطایی

دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.