اطلاعیه مهم

این کتابخانه به آدرس جدید منتقل شده است.


ورود به آدرس جدید fanuus.org

دلقک دربار ملکه

امتیاز 3.4 ستاره با 14 رای

somdn_product_page

توضیحات

انگلستان دوران قرون وسطی، روزهای تاریکی و جهل است. رقابت، میان مری دختر قانونی هنری هشتم که کاتولیک است و به مبانی کلیسا تعصب دارد و الیزابت دختر نامشروع هنری در گرفته است. الیزابت نیز مدعی تاج و تخت انگلستان است. این رقابت روزگار مردم را سیاه کرده و پیروان هیچ یک از مذاهب به جز کاتولیک‌ها در امان نیستند.
آن‌ها را به دادگاه تفتیش عقاید می‌سپارند تا بعد از شکنجه به شعله های آتش سپرده شوند. راوی استان، دلقک دربار، دختر پانزده ساله ای است که با درایت فراوان نزد ملکه مری و سپس ملکه الیزابت خدمت می‌کند و آنچه را می‌بیند با روایتی شیوا برای ما باز می‌گوید.

برگزیده ای از متن کتاب:

تابستان ۱۵۴۸

دختر ده سال بیشتر نداشت با چشمانی درشت و سیاه و لباسی مندرس که به زور سعی کرده بودند آن را اندازه ی تن او کنند که نبود و لباسی دخترانه برازنده ی او بسازند که نه دخترانه و نه برازنده بود. دو کتاب سنگین زیر بغل دست چپ و راستش گرفته بود. آنها را تقریبا به سختی حمل می کرد؛ هرچند وانمود می کرد در حمل آنها مشکل ندارد.
جلو دروازه ی اصلی کاخ که رسید متوقف شد، انتظار داشت مثل دفعات قبل سرنگهبان او را بشناسد، اما سرنگهبان امروز جوانی چاق و غول پیکر بود شاید از تبار اسکاتلندیها که اخمهایش را درهم کرده بود و بدون آن که به او نگاه کند با لهجه ی عوامانه ی ولشی ( ۱) پرسید:« این جا کار و کاسبی داری بچه؟ » با اخم و بدون آن که به او نگاه کند حرف می زد.
دختر گفت: « با ارباب تام سیمور ( ۲) کار دارم. قربان. »
شاید کلمه ی قربان بود که او را به خنده واداشت یا واژه ی اربابی که برای تام سیمور به کار برده بود.
پرسید: « چکارش داری بچه؟ »
دختر گفت: « کتاب برایشان آورده ام. خودشان سفارش داده اند. »
سرنگهبان گفت: « عجب. »
دختر گفت: « من قبلاً هم این جا آمده ام. »
سرنگهبان که توجهش جلب شده بود، حالا با هر دو چشم به او می نگریست.
دختر گفت: « نگهبان دیگری این جا بود که زود اجازه می داد. »
سرنگهبان گفت: « اگر من زود اجازه ندهم؟ »
« به سر تام سیمور خواهم گفت. »
سرنگهبان قد صاف کرد. این دختر با آن چشمهای سیاه و لباس بیقواره اصلاً از او نمی ترسید. سهل است تهدیدش هم می کرد.
به نگهبان در ورودی اشاره ای کرد. نگهبان کلون در را کشید. سرنگهبان گفت: « بذار این آقاپسر، نه دخترخانم، بره تو. »
دختر به متلک او اعتنایی نکرد و گفت: « متشکرم آقا. » بعد کتابها را که سنگین تر از حدّ سن و سال او بود زیر بغل جابه جا کرد. سرش را بالا گرفت و وارد حیاط قصر شد.

🔖 book_keywords : دانلود فایل pdf دلقک دربار ملکه نوشته فیلیپا گرگوری ترجمه کامیار جولایی

توضیحات تکمیلی

نویسنده

فیلیپا گرگوری

مترجم

کامیار جولایی

تعداد صفحات

385

حجم (مگ)

5.1

نوع فایل

اسکن شده

شناسنامۀ کتاب

شماره کتابشناسی ملی 1104969
سرشناسه گرگوری، فیلیپا
Gregory, Philippa
عنوان و نام پدیدآور دلقک دربار ملکه/ فیلیپا گرگوری ؛ ترجمه‌ی کامیار جولایی.
مشخصات نشر تهران: جویا، 1386.
مشخصات ظاهری 383 ص.
یادداشت عنوان اصلی: The queen's fool: a novel, c2004
موضوع داستان‌های انگلیسی — قرن 20م.
شناسه افزوده جولایی‌، کامیار، -، مترجم
رده بندی کنگره PZ3/گ364د8 1386
رده بندی دیویی 823/914

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “دلقک دربار ملکه”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *