توضیحات
بابا کوزما با نوه اش واریوشا در دهکده موخوویه در جوار جنگل زندگی میکرد.
زمستان آن سال خیلی سرد بود، باد های تند میوزید و برق فراوان باریده بود. در تمام زمستان حتی یک بار هوا گرم نشده و آب برف از بام های تخته ای نچکیده بود. شب ها گرگهایی که از سرما یخ کرده بودند، در جنگل زوزه میکشیدند. بابا کوزما میگفت که گرگ ها به آدم ها رشک میبرند و زوزه میکشنده چونکه آنها هم دلشان میخواهد در خانه زندگی کنند، تنشان را بخارانند و جلو بخاری دراز بکشند تا پوست پشم آلوی یخ کرده شان گرم شود.
🔖 book_keywords : دانلود فایل pdf حلقه فولادی نوشته کنستانتین پائوستوفسکی ترجمه نقاشی از: یرونیا

دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.