توضیحات
داستان غم انگیز اتلو مغربی در وندیک
اوج گیری نهضت ترجمه در ایران با بازگردانی از زبان فرانسه آغاز شد و در کنار ترجمه ی آثار ادبی و تاریخی و فلسفی و طبی، ادبیات نمایشی هم مورد توجه مترجمان قرار گرفت.
تردید نیست که ترجمه ی آثار نمایشی راه را برای شکل گیری و پیدایی نمایش در صحنه باز کرد و شاهد برخی از اجراها بر مبنای همین آثار در دوران ناصرالدین شاه هستیم. این ترجمه ها اگرچه شکل اقتباس دارند، اما برای آشنایی با یکی از پدیده های مدرن و پیشرو بشر بسیار اثرگذار بوده اند. شراین آثار به علاوه می تواند زمینه بررسی دگرگونی و تحول آثار نوشتاری درگذر زمان نیز باشد.
مجموعہ ی «گنجینه ی آثار نمایشی دوران قاجار در تلاش است تا مهم ترین این ترجمه ها را در آن دوران با ویرایش و مقدمه هایی راهگشا و نکته یاب تقدیم دوستداران آثار ادبی و نمایشی کند.
از متن کتاب:
پرده اول، مجلس اوّل:
وندیک. در کوچه رودریگو و یاگو وارد می شوند.
رودریگو: باشد! هرگز بمن نگو! راستی یاگو، با اینکه تو همیشه از کیسه من مثل مال خودت خرج کرده بسیار بی محبتی است که سری در اینکار برده باشی.
یاگو: وه! تو که بمن گوش نمی دهی. اگر هرگز چنین چیزی در خواب هم دیده باشم از من بیزار شو.
رودریگو: تو بمن گفتی از او کینه در دل داری.
یاگو: اگر جز این باشد هیچم پندار. سه نفر از بزرگان شهر نزد او رفته کرنش و خواهش نمودند که مرا نایب خویش کند. من که قدر خودم را می شناسم. بمردانگی قسم! کمتر از این منصب شایسته من نیست. اما از آنجا که او در بند غرور و خیالات خود است با بیانات گزاف پیچیده و سخت به اصطلاحات جنگی آمیخته طفره زد و آخر واسطه های مرا رد کرده گفت: «حقیقت من نایب خودم را انتخاب کرده ام.» حالا آن نایب کیست؟ محاسبی بزرگ میکائیل کاسیو نام از اهل فلورانس، کسی که برای زن خوشگلی نزدیک می شود خود را ببازد، هرگز یکدسته سوار بمیدان نبرده و از ساز جنگ بیش از دختری بهره ندارد، مگر دانشی که از کتاب آموخته و آقایان جبه پوش هم می توانند بهمان استادی تقریر کنند. تنها گفتار بی کردار، تمام هنرش در سرکردگی همین است…
کتاب های ویلیام شکسپیر
🔖 book_keywords : دانلود فایل pdf داستان غمانگیز اتلو مغربی در وندیک نوشته ویلیام شکسپیر ترجمه ابوالقاسم خان ناصر الملک

دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.