توضیحات
یکی بود یکی نبود غیر از خدا هیچکس نبود.
در جنگلی سرسبز و خرم شیری قوی پنجه و ظالم زندگی
می کرد که حیوانات دیگر از ترس او خواب و خوراک
نداشتند، زیرا شیر هروقت گرسنه می شد از لانه خود بیرون می آمد و یکی از حیوانات بیچاره را می گرفت
و شکم او را پاره می کرد و او را می خورد و به این ترتیب، یک یک حیوانات جنگل قربانی شکم پرستی
شیر ظالم می شدند و هر روز که می گذشت شیر از روز پیش وحشی تر و ظالم تر می شد.
تا اینکه روزی حیوانات در یک گوشه از جنگل به دور هم جمع شدند و گفتند:
– ما باید در فکر چاره ای باشیم، زیرا اگر بخواهیم در این جنگل زندگی کنیم بالاخره روزی طعمه
این شیر وحشی خواهیم شد و او هر بار که برای شکار بین ما می آید، چند نفر از ما را زخمی می کند
تا یکی را برای خوردن انتخاب کند. ترس ما در موقعی که او برای شکار ما می آید هزار بار از مردن بدتر است.
🔖 book_keywords : دانلود فایل pdf خرگوش باهوش و شیر ظالم نوشته مجتبی حیدرزاده

دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.