توضیحات
جابجایی سلاح
مجموعه ۵ داستان با عناوین:
جابه جایی سلاح / واژه ی “آدمکش” / مراسم رد کردن / شبها اسب تو هستم / نسخه ی چهارم
در ‘جابهجایی ِ سلاحCambio de Armas/ ‘ عشق و تنکامخواهی با ترس میآمیزند: نه زوجی غریب که همسرانی خوب، زیرا عشق ترساننده است و همزمان، به دلیل این ترس، تابناپذیر. زن ِ داستان ‘واژهی آدمکش’ نیروی جاذبهی حیوانی در ‘آدمکش’ی مییابد و از این ناسازگاری درونی برمیآشوبد. او، که زندگی دوست میدارد، کشیده میشود سوی مرگ و خشونت.
عشق و تنکامخواهی با ترس میآمیزند: نه زوجی غریب که همسرانی خوب، زیرا عشق ترساننده است و همزمان، به دلیل این ترس، تابناپذیر. زن ِ داستان ‘واژهی آدمکش’ نیروی جاذبهی حیوانی در ‘آدمکش’ی مییابد و از این ناسازگاری درونی برمیآشوبد. او، که زندگی دوست میدارد، کشیده میشود سوی مرگ و خشونت.
بِلّا (Bella) از داستان ‘نسخهی چهارم’ به خاطر رابطهاش با سفیر، بخت شرکت در جنبش مقاومت مییابد، در حالیکه همزمان رابطهی عاشقانهشان شکوفا میشود.
لوییزا والنزوئلا (Luisa Valenzuela) با داستانهای حسی، گاه واقعگرایانه، گاه شاعرانه نفوذ میکند در جان ِ شخصیتهاش.
خولیو کورتازار نوشته است: ‘لوییزا والنزوئلا جسور است، بدون خودسانسوری، اما با دقت در کاربرد واژگان؛ اندکی اغراق آمیز، اما ظریف در بازنمایی واقعیت، و چندان اعتنا ندارد به روش معمول: این راهی است به ریشهی عمیق در موقعیت ِ خود، آگاه به تبعیض در قارهی ما، اما همزمان آکنده از شادی ِ عظیم ِ زندگی.
خواندن کار ِ او شرکت در جستوجوی هویت ِ امریکای لاتین است و غنا بخشیدن به خود.’
از داستان جابه جایی سلاح:
براش هیچ غریب نیست که حافظه اش دیگر یاری نمی کند و برهنه ایستاده است در برابر هر خاطره ای. شاید حتا حس نمی کند که در نقطه صفر مطلق می زید. اما بیشتر توجه دارد به توانایی در نامگذاری چیزها و گرفتن فنجانی چای وقتی می گوید من می خواهم (و این من می خواهم براش جالب نیست، این نشانِ خواستن)، وقتی می گوید یک فنجان چای می خواهم.
مارتینا به کوچکترین خواسته هاش می رسد و می داند که اسم اش این است. چون مارتینا به او گفته است. آن قدر تکرار کرد تا بتواند به یاد بسپارد. اما خودش، به او گفته اند که اسماش لورا است اما این هم بخشی از آن مه گرفته گی ست که زندگیش در آن پیش می رود.
بعد هم مردی هست: آن، او، همان بی نامی که می تواند هر نامی که به ذهن اش برسد به او ببخشد، راست اش همه یکسان اند، و مرد که در خانه باشد، به او پاسخ می دهد، حالا چه هوگو نامیده شود، چه سباستیان، ایگناسیو، آلفردو یا هر نام دیگری که به او بدهد و مرد، این جور که دیده می شود هست تا او را – اندکی – آرام کند با گذاشتن دست بر شانه اش و البته نوازش بازو و دستاش با ظرافت…
کتاب های کوشیار پارسی
🔖 book_keywords : دانلود فایل pdf جابه جایی سلاح نوشته لوییزا والنزوئلا ترجمه کوشیار پارسی

دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.