توضیحات
مجموعه داستان کوتاه
قسمت های زیبایی از کتاب:
بیاندیشید و از یاد نبرید که میان تحمل و تسلیم تفاوتی است ….
شاهزاده بزرگ گریان گفت : اینک آمده ام و برای تمام دیرآمدن ها از من چیزی بخواه ورای آنچه همیشه خواسته بودی .
گفتم : نه شاهزاده …. روزگاری طلبت کردم که در قلعه سنگساران اسیر دیوها بودم. روزگاری می خواستمت که در نخستین خان سفر به اسارت رفتم و روزهای سخت مرا از پاشنه آویختند . روزگاری که در حصار جادویی زنی بودم . روزگاری که هر ذره ام از خواستنی بزرگ لبریز بود . روزگاری دراز خواستمت ای شاهزاده …. نیامدی .
شاهزاده دست بر دیدگانش نهاد و بر فرش کهنه ی من زانو زد و گریان گفت : ای مرد ، جبران خواهم کرد . بگذار که با بخششی بزرگ دمی شادمان شوم.
گفتم : نه شاهزاده… برای جبران هم زمانی بود … گذشت . برای بخشش نیز.
من یک پرنده-خدا بود درویش ! بزرگ پرندگان ، چون سیمرغ ، مغرور و بی مهابا . و عشق ، عشق …. عشق مرا تحقیر کرد ای درویش!
عشق ایثار نیست ، دروغ است.
عشق یک بازی است برای آن کس که از هر بازی دیگری خسته شده است .
هیچ چیز در دنیا فرو ریزنده تر از عشق نیست . غرض عشق ، تنها افسانه آفرینی است .
در هر سلام فقط مفهوم یک خداحافظی نهفته است .
کتاب های دیگر نادر ابراهیمی
🔖 book_keywords : دانلود فایل pdf مصابا و رویای گاجرات نوشته نادر ابراهیمی


دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.