توضیحات
امین انصاری:
حدود پانزده سال است که از ایران و عزیزانم دورم. در بالا و پایین روزگاری که در دلتنگی و تبعید و خو کردن به ریز و درشت زندگی در کشور و فرهنگی جدید گذشت، همواره مراقب بودهام که سهم کوچک خودم از مبارزه برای آزادی ایران و مردمش را ادا کنم؛ با نوشتن، با ساختن، با تلاش برای ایجاد گفتگو؛ با تن ندادن به انتخاب سادهی «غرق شدن در روزمرگیهای یک جغرافیای بعید»؛ جغرافیایی که فارغ از فاصلهاش با مرزهای ایران، گاهی از سر بیمهری «بیرون گود» صدا میشود.
«گاوباز» فصل دیگری از سفر من در تاریخچهی سرکوب و مقاومت مردم ایران است؛ داستان یکی از همین آدمهای بیرون گود که تقدیم میشود به تمام قربانیان و خانوادههای داغدار خیزش «زن زندگی آزادی».
نویسنده در رمان کوتاه «گاوباز» با غور در هویتهایی زخمی، طرح روایتهایی تودرتو و خودگوییها و پرسشها و تردیدها، خواننده را مثل همیشه نشانه میرود و او را آنچنان متبحرانه درگیر روایتش میکند که گویی خواننده بخش زنده و تپندهای از این دنیاست، از دنیایی که هرچند به خود میقبولاند تخیلی است، اما با گوشت و خون خود حسش میکند. گرچه داستان «گاوباز» روایتی کوتاه است اما شما را به این زودیها رها نخواهد کرد.
از متن کتاب:
تابستان جهنمی دو هزار و پانزده این طور به خاطرم مانده: نه ابری، نه عابری در خیابان مجاور خانه و نه کلاغی که روی کاج های مطبق قاری کند. و البته جابه جا شدن مرزهای بیهودگی؛ شبکه ی هفت داستان ترحم برانگیز آن قهرمان جوان آدلیدی را یک نفس پخش می کرد. درست در همان سالی که اخبار مربوط به پیدا شدن آب در مریخ و کم شدن شر ویروس ابولا و حرکت میانمار به سمت دموکراسی صفحات اول روزنامه های جهان را یکی یکی فتح می کردند؛ در همان سالی که شمار پناهندگان سوری به حدود پنج میلیون نفر رسید؛ و در همان سالی که آن دو گوربهگور در دفتر مجله ی شارلی ابدو در پاریس حمام خون راه انداختند… بله، در تابستان همان سال این همشهری ما از زور هیچ کارگی با نیم متر فویل ناقابل و یک ماهیتابه روی داشبورد هولدن مورانواش یک فر صحرایی دست و پا کرده بود و استیک بیرنگ و رویی را که به قول خودش با انرژی خورشیدی پخته بود، به زور آبجوی کوپر استرالیایی اش فرو کرده بود در خندق بلا؛ یک خبر اول طلایی بی طرفانه و حرفه ای در ناکجای زمین.
هواشناسی لااقل یک هفته ی دیگر را هم به همین وضع پیش بینی کرده بود: رطوبت کشنده و دمای بالای چهل درجه بدون حتی نرمه بادی که حسی از گذشتن زمان به آدم بدهد…
🔖 book_keywords : دانلود فایل pdf گاوباز نوشته امین انصاری


دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.