توضیحات
یورش دلیرانه بدستور لنین
گئورگی سویر یدف سال ۱۹۲۷ در شهر ماری اوپل اوکرائین) متولد گردید. او در اوائل نوجوانی هنگام جنگ کبیر میهنی در جلگه فرغانه واقع در آسیای میانه سر در آورد.
در آنموقع هنوز سویر یدف نمیدانست که با ادبیات سروکار پیدا خواهد کرد. او در تلاش بمنظور کاوش و یافتن علاقه و استعداد جبلی خود به حرفه های گوناگون دست زد و نجار روزنامه نگار نقاش و فلزکار شد و در کارگاه تعمیر کفش بکار پرداخت و در مدرسه تربیت بدنی مربی ورزش شد. او مدت مدیدی با ورزش مرتبط بود و سالهای بسیاری به مشت زنی اشتغال ورزید و در مسابقات آن موفقانه شرکت نمود. سوپر یدف آرزو داشت قهرمان مشت زنی شود و یکبار احساسات خود را بشعر درآورد و شعرش در روزنامه بچاپ رسید و همین موضوع نخستین تکانی شد که راه آتی او را مشخص ساخت.
برگرفته از متن کتاب:
غابیش بای کوبیف در حالیکه افسار اسب را شل کرده بود، ریش بزی انبوه خود را که مقدار زیادی از آن سفید شده بود با انگشتان گوشتالویش می کشید و با چشمان نیمه بسته درست مثل اینکه استخوان گوشت دار بره کم سنی را از هر سو گاز بزند و بلیسد اخبار خوش را از نظر می گذراند: «خب، پادشاه سفید را سرنگون کردند… قازاقها حکومت خانخانی خودشان آلاش آورده را بوجود میاورند. ارباب ایسام بت یردیکییف دخترم را خواستگاری می کند… چه خبرهای خوشی! خدا را شکر!» کره اسب زیبا ناز پرورده و سینه پهن از نژاد آخالتکین برنگ حنائی روشن که در پهلوهایش نمود طلائی ملایم و در پیشانیش خال سفیدی داشت، مثل اینکه روحیه صاحبش را حس کرده باشد بی عجله و فنروار با پاهای نیرومند و ظریف خود حرکت می کرد. از عقب در مسافت دوری، جمعیت نوکرها شامل ۲۵ قازاق صحرانشین مسلح و وفادار به غابیش بای در حالیکه افسار اسبهای سیر را می کشیدند با سروصدا و بی نظمی حرکت می کردند. در پی آنها شترهای بزرگ در قطار طویلی پشت سر هم بر می داشتند و بارهای پر حجم آنها روی پشتشان هم آهنگ با گامهای آنها بطور موزون تکان می خوردند. از پی این کاروان هم گله کوچک گوسفندان قربه در حرکت بود…
🔖 book_keywords : دانلود فایل pdf یورش دلیرانه نوشته گئورکی سویریدوف ترجمه مهدی رستمی


دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.