توضیحات
ژان والژان از خانواده فقیری از روستائیان بری بود. مادرش ژان ماتیو و پدرش، مردی درختتراش در فاورول بود. ژان والژان در سن ۲۵ سالگی جانشین پدر شد و تکفل خواهرش را برعهده گرفت.
در یک زمستان سخت او کاری به دست نیاورد و خانواده نان نداشت. او از نانوایی میدان کلیسا یک نان دزدید و به اتهام برداشتن یک نان به زندان با عمال شاقه محکوم شد. او در اکتبر ۱۸۱۵ آزاد شد و به کلیسا رفت.
سپس شش دست غذاخوری نقره از آنجا دزدید و دوباره دستگیر شد و به کلیسا آورده شد. اسقف به ماموران گفت که خود آنها را به ژانوالژان بخشیده است. دو شمعدان نقره نیز به او داد و به او گفت که آنها را در راه درست صرف کند و مرد باشرفی شود…

دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.