توضیحات
در جلد ۲ “ماریوس” نوهی آقای “ژیو نورمان” سرانجام روزی پس از بگومگو با پدربزرگش برای همیشه خانهی او را ترک میکند. ژیونورمان از ثروتمندانی است که از ناپلئون و انقلاب کبیر فرانسه نفرت دارند. او از همان ابتدا با ازدواج دختر و دامادش یکی از فرماندهان ناپلئون مخالف بوده است.
نورمان پس از مرگ دخترش به دامادش اجازه نداده که ماریوس را ببیند. اما ماریوس دانشجو، پدربزرگ را رها میکند و همانند دیگر دانشجویان انقلابی روزگار را با فقر میگذراند. مشکلات ماریوس وقتی بیشتر میشود که “کوزت” زیبا را میبیند و دل به او میبازد…

دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.