توضیحات
کتاب را زمین میگذارم از دیشب یکسره خوانده ام. راستی که کتاب رفیق خوبی است به ویژه وقتی که این رفیق را درک کنی از وجودش عجیب لذت میبری حالا احساس راحتی میکنم. انگار نه انگار که دریایی از مشکلات پیش رویم وجود داشته است. تمام ذهن ام سبک شده است. وقتی آدم از چند و چون زندگی دیگران باخبر میشود، دیگر احساس نمیکند که تمام دردهای زندگی روی شانه ی خودش است. بی اختیار و ناآگاهانه برای خودش احساس دلسوزی نمی کند. تازه می فهمد که درد خودش ذره یی است که میتواند آن را با دریای
امکاناتی که در جهان هستی وجود دارد حل کند.
ساعت چنده؟
چشمهایم هنوز به خوبی باز نشده اند. سرش را به سمت من چرخانده است و دارد نگاه ام میکند نگاهی به ساعت می اندازم و با
نرمی می گویم:
بخواب هنوز پنج نشده.
تو هنوز نخوابیدی؟
چرا الان میخوابم
پس ساعتو کوک کن خوابت نبره.
حواسم هست.
🔖 book_keywords : دانلود فایل pdf داستان بیپایان نوشته کامبیز گیلانی


دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.