توضیحات
دیوان سلطان سلیم عثمانی (دیوان یاوز سلطان سلیم) شامل بیش از ۱۰۰ غزل از سلیم یکم پاشاده عثمانی است که به فارسی سروده شده است. وی همچون اغلب پادشاهان عثمانی علاقمند ادبیات فارسی بوده است.
نخستین بار در سال ۱۳۰۶ هجری قمری در استانبول با عنوان «دیوان یاوز سلطان سلیم» به تصحیح حسین حسنی در ۹۶ صفحه در چاپخانه مرتبیه چاپ گردید که حاوی ۱۰۲ غزل بود.
🔖 book_keywords : دانلود فایل pdf دیوان سلطان سلیم عثمانی نوشته سلطن سلیم عثمانی


محمود مطیعی –
داستان سلطان سلیم و خواب مولانا
سلطان سلیم، فرمانروای عثمانی، مردی بود که در دلش غمی سنگین و اندوهی عمیق داشت. روزگار برایش تلخ بود و شراب، تنها پناه او در روزهای تاریک بود. هر شب که شراب مینوشید، گویی غمهایش کمی سبکتر میشد، اما این سبکسری، دلش را آرام نمیکرد.
یک شب، در حالی که در بستر خویش آرام گرفته بود، خوابی عمیق دید. در خواب، مولانا، شاعر بزرگ و عارف پرآوازه، در برابرش ایستاده بود. نگاه مولانا مهربان و پر از نور بود، و صدایش مانند نسیمی آرام در گوش سلطان میپیچید.
مولانا به سلطان گفت:
«ای سلیم، شراب جان تو را نمیسازد، راه عشق و شعر است که دل را میسوزاند و به روشنی میرساند. بیا، شعری بخوانم که جان تو را به نور و شادی بکشاند.»
مولانا شروع به خواندن شعری کرد، شعری سرشار از عشق، حکمت و امید. سلطان با دقت گوش سپرد و قلبش گرم شد. به تدریج آن نور عرفانی در جانش روشن گردید.
از آن شب به بعد، سلطان سلیم دیگر شراب نیاشامید. او راه مولانا را پیش گرفت و به شعر گفتن پرداخت، شعری که از عمق دل و روح او برمیخاست. به سبک مولوی سرود و اشعارش پر از عشق به خدا و انسان شد.
عارفانه های مولوی وار سلیم :
گر سرا پرده هستی نشدی حایل ما
کی جدا میشدی از صحبت جانان دل ما
در سفر گشتن و این بی سر و سامانی ما
بهر جمعیت دلهاست پریشانی ما
ای ز سودای زلف تو حیرانی ما
بر سر کوی غمت حشمت سلطانی ما
و اینگونه سلطان سلیم، از مردی شرابخوار و غمگین، به شاعری عارف و خوشدل تبدیل شد، که با کلماتش دلها را روشن میکرد و عشق را در دلها میکاشت.