توضیحات
این کتاب داستان هفت مرد و سه زن است که به یک جزیره دعوت میشوند. آنها یک اشتراک با هم دارند. تمامشان در گذشته باعث مرگ یک نفر شدهاند. به ظاهر برای تعطیلات آمدهاند اما متوجه میشوند یک فرد مرموز در جزیره قصد کشتن آنها را دارد و قربانیها را بر اساس یک شعر قدیمی انتخاب میکند. آنها باید نجات پیدا کنند.
شعری که قتلها براساس آن انجام میشود این است: ده پسربچه سیاهپوست برای خوردن شام رفتند. یکی از آنها خود را خفه کرد. نه تای دیگر باقی ماندند آنها تا دیروقت بیدار نشستند تنها یک نفر آنها بیشتر از بقیه خوابید. هشت تا باقی ماند. هشت پسربچه سیاهپوست در دون سفر کردند و یکی از آنها تصمیم گرفت همان جا بماند. شدند هفت تا. هفت پسربچه سیاهپوست چوب میشکستند که یکی از آنان سرش برید، ماند شش بچه. یک پسربچه سیاهپوست با یک کندوی عسل بازی کرد و یک زنبور او را نیش زد ماند پنج تا بچه.
پنج پسربچه سیاهپوست به دادگاه رفتند یکی از آنها محکوم شد ماند چهار بچه. یک پسربچه سیاهپوست به دریا رفت یک ماهی بزرگ او را خورد، ماند سه بچه. سه بچه سیاهپوست در باغ وحش قدم میزدند که یک خرس یکی از آنان را خورد، ماند دو بچه. دو پسربچه سیاهپوست در آفتاب نشسته بودند که یکی از آنان کباب شد، ماند یک بچه. یک پسربچه سیاهپوست تنهای تنها ماند، او هم رفت خودش را دار زد. آن وقت هیچ کس دیگر نماند.
کتاب های آگاتا کریستی
کتاب های بهرام افراسیابی
🔖 book_keywords : دانلود فایل pdf و آنگاه دیگر هیچ… نوشته آگاتا کریستی ترجمه بهرام افراسیابی


دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.