0

تنهایی

این کتاب را به دیگران توصیه می کنید؟


این کتاب را به کتابخانه مورد علاقه خود بیفزایید.

توضیحات

تنهایی

داستان بلند((تنهایی))، ماجرای تنهایی پسرخوانده‌ای است که در زمان جنگ با ((اسماعیل آقا)) و خانواده‌اش آشنا می‌شود .((اسماعیل آقا)) و خانواده‌اش کردهایی هستند که به ترکیه مهاجرت کرده‌اند .
آن‌ها در بین راه پسربچه‌ای را به نام((سلمان)) در وضع فجیعی پیدا می‌کنند و او را مداوا می‌سازند .سلمان تحت حمایت((اسماعیل آقا)) بزرگ می‌شود، اما تنهایی او بعد از به دنیا آمدن فرزند واقعی((اسماعیل آقا)) شروع می‌شود و روزبه‌روز عمیق‌تر می‌گردد .((سلمان)) که در تمام فراز و نشیب‌های زندگی مورد توجه((اسماعیل آقا)) و نورچشم او بود کم‌کم جای خود را به((مصطفی)) می‌دهد ;با این همه او همواره تا حد پرستش ((اسماعیل آقا)) را دوست می‌دارد و از او مراقبت می‌کند .بعضی رفتارهای نا به جای((اسماعیل آقا)) و شایعاتی که مردم درباره او می‌گویند سوء‌ظن و تنهایی ((سلمان)) را تشدید می‌کند، تا جایی که او ……

گزیده ای از متن کتاب:
مهتاب درخشان دره ای را که روستا در آن قرار داشت، روشن کرده بود. در گوشه ای از حیاط سلمان خشک و بی حرکت ایستاده بود و با صدایی گرفته، زیر لب آوازی قدیمی و ناآشنا می خواند. کودکان ده دوباره مشغول بازی قایم باشک بودند که فقط در شبهای مهتابی بازارش گرم بود. در بازی قایم باشک دو دسته وجود دارد؛ یک دسته سعی می کند در جاهایی که کسی به آنجاها ظن نمی برد، پنهان شود و دسته دیگر باید مخفیگاه آنان را پیدا کند. برای معلوم کردن اینکه کدام دسته باید اول مخفی شود، معمولا شیر یا خط می اندازند و همیشه مصطفی کره اسب بود که می گفت شیر یا خط. این امتیاز بی چون و چرا متعلق به او بود.
سایه سلیمان دو سه برابر قد او، روی حیاط خاکی دراز شده بود و بچه ها می توانستند تفنگی را که روی دوش حمایل کرده بود، ببینند. حتی در گرماگرم بازی، نمی توانستند از نگاههای دزدکی به آن سایه بزرگ سیاه خودداری کنند و هر بار تا آنجا که می توانستند برای اجتناب از دیدن آن، خود را کنار می کشیدند…

توضیحات تکمیلی

نویسنده

یاشار کمال

مترجم

مجید نوریان

تعداد صفحات

292

حجم (مگ)

6.9

نوع فایل

اسکن شده

شناسنامۀ کتاب

دیدگاهی دارید؟