توضیحات
داستان یک مرگ
جیم تروسدیل در غرب مزرعه ای که برای کاشت آماده شده بود، کلبه ای داشت. کت روستایی اش را پوشیده روی صندلی کنار یک بخاری خاموش نشسته بود و داشت نسخۀ قدیمی مهاجر تپه های تاریک را می خواند که کلانتر بارکلی همراه با چند تن از مردان شهر به عنوان دستیارانش، او را یافتند.
کلانتر بارکلی میانۀ در که تقریبا همۀ آن را پر کرده بود و فانوس خودش را در دست داشت ایستاد، نگاهش کرد، گفت:
از اونجا بیا بیرون دستاتو هم بالا بگیر. اسلحه نکشیده ام و نمی خوام هم بکشم…
دیگر آثار استیون کینگ
🔖 book_keywords : دانلود فایل pdf یک مرگ نوشته استیون کینگ ترجمه گیل آوایی

دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.