توضیحات
خانم آگاتا کریستی، یکی از نویسندگان جنایی نویس انگلیسی می باشد. وی آثار بیشماری از خود به جای گذاشته است.وی به بانوی جنایت شهره بود .
از متن کتاب:
اریس مارل به خواهرش رزماری فکر می کرد. یکسال بود که اریس شدیداً سعی می کرد فکر کردن راجع به او را کنار بگذارد. او نمی خواست چیزی به یاد بیاورد. خیلی دردآور و ترسناک بود.
صورتش که کبود شده بود انگشتان لرزانش که به همه جا چنگ می زد. فرق بارزی که بین او و رزماری بشاش و دوست داشتنی قبل وجود داشت. خوب شاید هم خیلی بشاش نبود. او آنفولانزای شدیدی داشت که باعث از پا در آمدنش شده بود. تمام این مسائل آشکارا در بازجوئی مطرح شده بود. خود اریس تاکید زیادی داشت که رزماری خودکشی کرده و دلایلی هم ارائه داده بود. اولین بازجوئی تمام شده بود اریس سعی می کرد تمام خاطراتش را
کنار بگذارد.
آیا به یاد آوردن آنها سودی داشت؟ او به خودش می گفت: همه چیز را فراموش کن تمام آن رویدادهای ترسناک را کنار بگذار. اما حالا او تمام خاطرات را به یاد می آورد و به گذشته فکر می کرد.
او تمام وقایع جزئی و مسائلی که ظاهراً مهم نبودند را با دقت مرور می کرد. باید مکالمه عجیبی را که دیشب با جرج داشت به خاطر می آورد…
کتاب های آگاتا کریستی
🔖 book_keywords : ادبیات انگلیس ادبیات داستانی انگلیس داستانهای انگلیسی رمان انگلیسی رمان خارجی نویسندگان انگلیسی


ketab-dar –
این کتاب آگاتا کریستی واقعاً یه معمای خفنه! از اونایی که تا صفحه آخر مغزت رو درگیر میکنه و همش حدس میزنی کی قاتله. اگه دنبال یه داستان جنایی میگردی که حسابی غافلگیرت کنه، اینو حتماً بخون، پشیمون نمیشی!