توضیحات
مجموعه داستان کوتاه
هفده داستان طنز زن و شوهر خسته و وامانده وارد دفتر معاملاتی شدند، روی دیوارها پر از نقشه زمین های فروشی و آگهی آپارتمان های اجاره ای بود، توی دفتر دو تا میز تحریر بزرگ دیده می شد. کسی که پشت میز بالای دفتر نشسته بود، عینک به چشم داشت و روزنامه مطالعه می کرد.
دومی که داشت با تلفن حرف می زد، کچل بود. مرد عینکی سرش را از توی روزنامه بلند کرد، قد و بالای زن و شوهر را دید زد و پرسید: ….. ….. – فرمایشی داشتید؟! قبل از این که زن و شوهر حرفی بزنند دو تا شریک به روی هم نگاه کردند و با چشم و ابرو به هم فهماندند «فایده نداره! …». شوهر با صدایی که انگار از ته چاه در می آمد گفت: – یک آپارتمان دو سه اتاقه می خواهیم … مرد عینکی پرسید: – فروشی باشد؟ – نه، کرایه ای … مرد عینکی اخم هاشو تو هم کرد و مشغول روزنامه خواندن شد … کچله پرسید: – اجاره اش در چه حدود باشه؟…
کتاب های رضا همراه
🔖 book_keywords : دانلود فایل pdf خاطرات یک تبعیدی نوشته عزیز نسین ترجمه رضا همراه


دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.