توضیحات
کتاب سپلشت مجموعهای از داستانهای کوتاه نوشته بهرام حیدری، نویسنده و داستاننویس معاصر ایرانی است که بیشتر آثارش به زندگی مردم جنوب ایران و طبقات فرودست جامعه میپردازد. فضای داستانهای این مجموعه اغلب در روستاها و مناطق گرم و محروم شکل میگیرد و سرشار از واژگان بومی و تصاویر زنده از طبیعت، فقر، رنج و تقابل انسان با شرایط دشوار زیستی است.
زبان حیدری در این داستانها فشرده، موجز و در عین حال شاعرانه است و نوعی از رئالیسم اجتماعی را با لحنی بومی و گاه سمبلیک تلفیق میکند. داستانهای سپلشت نهتنها بازتابی از رنجهای مادی شخصیتهایش هستند، بلکه نشاندهنده نوعی خشم خاموش و نگاه انتقادی به ساختارهای اجتماعی و فرهنگیاند.
این مجموعه از نمونههای مهم داستاننویسی جنوب ایران به شمار میرود و از نظر سبک و فضا، نزدیکیهایی با آثار نویسندگانی چون احمد محمود و ناصر تقوایی دارد، هرچند زبان و فرم روایی خاص حیدری، آثارش را متمایز میسازد.
بار آقا و عین شاه به راه کج کردنی به حال دویدن سر نبش خانه نبی و
به رسیدن به آستانه خانه، به متوقف کردن خود و به تکیه گاه خستگی خود
به چارچوب و بدنه کاهگلی بیرون چنگ بردند. به نظر می رسید که اگر بار آقا
به چارچوب نمی چسبید با سر به کف اتاق کوفته می شد. هر دو گرفتار
سختی نفس نفس زدن با عرق آلودی صورت و گردن و صدا گفتند: «سلام»
و بار آقا اضافه کرد: «بابا …». مردها در گرماگرم بازی «حُکم»، اول به نارضائی نگاه می کنند
و بعد وضع شتاب و حرارت بچه ها که میشد از اثر خبری باشد رک رک نگاه می کنند.
حاجی آقا گفته « «بابا» و درد به لوله همون گوشات! پس چه خبرته که اینجور حمله میاری سرمون؟» …
بهرام حیدری، بهطور رسمی با کتاب «بهخدا که میکُشم هرکس که کُشتم» که در سال ۱۳۵۶ چاپ شد، پابه عرصهٔ ادبی ایران گذاشت. در سال ۱۳۵۸ کتاب «زندهپاها و مردهپاها» و در همان سال مجموعه داستانهای کوتاه «لالی» را به چاپ سپرد.
هر چند او پیشترها، نزدیک به بیست سال، در نشریات ادبی آن زمان بسیاری از داستانهایش را چاپ کرده بود.
کتاب های بهرام حیدری
🔖 book_keywords : ادبیات داستانی ایران داستانهای روستا داستانهای کوتاه فارسی رمان ایرانی


دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.