توضیحات
در بریده ای از کتاب میخوانیم:
در زندگی تمام بزرگمردان هم لحظههایی از عجز و ناتوانی وجود دارد. شاید به همین دلیل گفتهاند: «حنای دلیرترین و شجاعترین مردان هم برای نوکران خصوصیشان رنگ ندارد.» پوارو، با خود گفت باید در ادامه این جمله اضافه کرد: «کمتر مرد شجاعی پیدا میشود که بتواند در مقابل دندانپزشکش قد علم کند!»
هرکول پوارو که خونسردانه با خشنترین و بیرحمترین تبهکاران و جنایتکاران دست و پنجه نرم کرده بود، به خودش مغرور، و مطمئن بود در مقایسه با خیلی از مردان تنومند، قوی و ورزیده دل و جرئت بیشتری دارد و در این مورد بهخصوص، خودش را از خیلیها برتر میدانست… ولی حتا در زندگی آدم شجاع و بیباکی مثل هرکول پوارو، لحظاتی وجود داشت که عجز و ناتوانی سرتاپای وجودش را فرا میگرفت و خود را به تمامی خوار و خفیف احساس میکرد. مثل امروز در مطب آقای دکتر مورلی، یکی از سرشناسترین دندانپزشکان لندن، که جثه و هیکلش شاید نصف هرکول پوارو هم نمیشد، حس میکرد پاهایش آنقدر ضعیف شده که به سختی میتواند هیکلش را تحمل کند. نگاهی به صندلی دندانپزشکی انداخت و بدنش به لرزه درآمد. گویی به صندلی اعدام خیره شده باشد، مانند مرده متحرک به طرفش روان شد… هرکول پوارو قهرمان شکستناپذیر مبارزه با تبهکاران، از صندلی بیجان و بیتحرک دندانپزشکی میترسید؛ خیلی هم میترسید!
هرکول پوارو نفس عمیقی کشید و سرش را روی هد رست جابجا کرد و با حالت قربانیای که دیگر ارادهای ندارد، در انتظار برنامههای دکتر مورلی، به شمارش ثانیهها پرداخت. ثانیههایی که هر یک به نظرش قرنی به طول میانجامید…</کتاب های آگاتا کریستی
در زندگی تمام بزرگمردان هم لحظههایی از عجز و ناتوانی وجود دارد. شاید به همین دلیل گفتهاند: «حنای دلیرترین و شجاعترین مردان هم برای نوکران خصوصیشان رنگ ندارد.» پوارو، با خود گفت باید در ادامه این جمله اضافه کرد: «کمتر مرد شجاعی پیدا میشود که بتواند در مقابل دندانپزشکش قد علم کند!»
هرکول پوارو که خونسردانه با خشنترین و بیرحمترین تبهکاران و جنایتکاران دست و پنجه نرم کرده بود، به خودش مغرور، و مطمئن بود در مقایسه با خیلی از مردان تنومند، قوی و ورزیده دل و جرئت بیشتری دارد و در این مورد بهخصوص، خودش را از خیلیها برتر میدانست… ولی حتا در زندگی آدم شجاع و بیباکی مثل هرکول پوارو، لحظاتی وجود داشت که عجز و ناتوانی سرتاپای وجودش را فرا میگرفت و خود را به تمامی خوار و خفیف احساس میکرد. مثل امروز در مطب آقای دکتر مورلی، یکی از سرشناسترین دندانپزشکان لندن، که جثه و هیکلش شاید نصف هرکول پوارو هم نمیشد، حس میکرد پاهایش آنقدر ضعیف شده که به سختی میتواند هیکلش را تحمل کند. نگاهی به صندلی دندانپزشکی انداخت و بدنش به لرزه درآمد. گویی به صندلی اعدام خیره شده باشد، مانند مرده متحرک به طرفش روان شد… هرکول پوارو قهرمان شکستناپذیر مبارزه با تبهکاران، از صندلی بیجان و بیتحرک دندانپزشکی میترسید؛ خیلی هم میترسید!
هرکول پوارو نفس عمیقی کشید و سرش را روی هد رست جابجا کرد و با حالت قربانیای که دیگر ارادهای ندارد، در انتظار برنامههای دکتر مورلی، به شمارش ثانیهها پرداخت. ثانیههایی که هر یک به نظرش قرنی به طول میانجامید…</
کتاب های آگاتا کریستی
🔖 book_keywords : دانلود فایل pdf راز پرونده مختومه نوشته آگاتا کریستی ترجمه جمشید اسکندانی
توضیحات تکمیلی
| نویسنده | آگاتا کریستی |
|---|---|
| مترجم | جمشید اسکندانی |
| تعداد صفحات | 513 |
| حجم (مگ) | 8.7 |
| نوع فایل | اسکن شده |
| شناسنامۀ کتاب | کتابخانه فانوس |


دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.