اطلاعیه مهم

این کتابخانه به آدرس جدید منتقل شده است.


ورود به آدرس جدید fanuus.org

تاسارا، اسب بالدار: مجموعه داستان

امتیاز 3.8 ستاره با 9 رای



.

somdn_product_page

توضیحات

از داستان تاسارا، اسب بالدار:
تویجان میان اسبها نشسته بود. اسبهای بالدار دورتادور او را گرفته بودند و رام و آرام با آن یال پرپشتشان در خیال تویجان بال می زدند؛ اسبهایی که نقش بلیطهای هواپیما را داشتند و هر دفعه که تاغان به تهران می رفت و برمیگشت، یکی دو تا با خودش می آورد، آنها را با نیشخندی به تویجان میداد و میگفت:

«برای خودت گله ای اسب داری مالدار بزرگی هستی.»
تویجان بلیطها را از دست تاغان میگرفت و با کیف تمام به آنها زل میزد و بعد به طرف خانه میدوید و جعبه کوچکش را از زیر تخت کاکابای – پدربزرگش – بیرون میکشید و بلیطها را درون آن میگذاشت، یعنی می خواباند. جعبه، اصطبل اسبهای تویجان بود. وقتی خودش بود و خودش تک و تنها می رفت و جعبه را بر می داشت و روی ایوان مینشست و در آن را با حوصله باز میکرد، بعد بلیطها را یکی یکی دور خودش میچید. وقتی اسبها از توی جعبه بیرون میا آمدند شیهه میکشیدند و هوا را می بلعیدند و خوشحال بال می زدند…

🔖 book_keywords : دانلود فایل pdf تاسارا، اسب بالدار: مجموعه داستان نوشته محمدرضا یوسفی

توضیحات تکمیلی

نویسنده

محمدرضا یوسفی

تعداد صفحات

75

حجم (مگ)

1.1

نوع فایل

اسکن شده

شناسنامۀ کتاب

کتابخانه فانوس

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “تاسارا، اسب بالدار: مجموعه داستان”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *