اطلاعیه مهم

این کتابخانه به آدرس جدید منتقل شده است.


ورود به آدرس جدید fanuus.org

جاده

امتیاز 3.3 ستاره با 12 رای

somdn_product_page
دسته: برچسب: ,

توضیحات

جاده: مجموعه هفت قصه

عناوین داستانها عبارتند از:
جاده / باران / مه / مرثیه / فانوس / تاووس / کوچهدر ابتدای داستان جاده می خوانیم:
مثل قفل و به چیزی مبهم فکر می کرد. یک جفت چکمه نیمدار چک پایش بود. نگاهش ته جاده میخ شده بود و دم به دم دماغش را بالا می کشید. نارعلی آروق زد. فکر کرد سنگین است. فکر کرد غذایش نگذشته. بی صدا گفت: “بازم ترش کردم”
صدای خرابش مثل فوتی بود که به کله نبی کرده باشند. در نتیجه افکارش پت پتی کرد و خاموش شد. چیزی نگفت. تنها غرغر خفه ای از گلویش بیرون زد: “اوف…”
نازعلی با نوک انگشت پیشانیش را خاراند. جراتی یافت. این بار به صدای بلندتر، آن طور که نبی هم بشنود، ادامه داد: “اون هفته لاجان بودم. رفته بودم پی گدا. بارونم میبارید مث چی… اما تو موسسه به هر کی میگفتم گدا آقا، کارگر فنیه، یه جوون ریزنقش، صورتش هم جوش بهاره داره… نمی شناسی؟” یا پاشو تند می کرد یا می گفت: “برو از یه بلد بپرس”…

کتاب های اکبر رادی

🔖 book_keywords : دانلود فایل pdf جاده نوشته اکبر رادی

توضیحات تکمیلی

نویسنده

اکبر رادی

تعداد صفحات

120

حجم (مگ)

3.6

نوع فایل

اسکن شده

شناسنامۀ کتاب

کتابخانه فانوس

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “جاده”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *