توضیحات
پیشگفتار
آن چه در این یادنامه با زندگی نامه گرد آمده است بخشی از گفت و گویی است که حدود ۱۰ سال پیش با استاد در منزل ایشان در چند نوبت صورت گرفت و پس از آن که مطالب از نوار پیاده شد ایشان بخشهایی که جنبه خصوصی تر داشتند را حذف کرده و آنچه باقی ماند همین صفحات پیش روست. البته قرار بود این کتاب به مناسبت هشتادمین سال تولد ایشان به چاپ رسد که عملاً انجام نشد و دلیل آن این بود که این گفت و گو به صورت خودجوش و خارج از برنامه تعریف شده اداری صورت گرفت.
اکنون که ایشان مسافر عالم دیگری شده اند شرایط ایجاب میکند تا این مختصر به یاد وی توسط اداره کل روابط عمومی و اطلاع رسانی سازمان چاپ و منتشر شود.
با استاد در ده سال آخر عمر ایشان همنشینی و دیدارهای متعدد داشته ام و از خاطرات و تجربیات ایشان استفاده می بردم
اوج هیجان در چهره ایشان زمانی بود که از روز دفاعیه رساله دکترایش سخن گفته و اشک در چشمانش حلقه می زند.
می فرمود: در سالنی که ۱۲۰ صندلی داشت ۱۲۰ نفر از دانشمندان فیزیک و شیمی فرانسه و جاهای دیگر را دعوت کرده بودند. اما جمعیت بیش از این بود و گروهی هم ایستاده بودند و من پس از آنکه بر اضطراب خود غلبه میکنم همانند یک معلم متبحر بی آنکه به رساله خویش نگاهی بیافکنم حدود سه ساعت از تلاش سه ساله خود سخن می گویم و آنگاه که از سخن گفتن باز می ایستم این جمعیت به پا خواسته و همگی چند دقیقه برایم دست می زنند و استاد راهنمای من هم که خانمی بود از شوق اشک به چشم داشت و از این استقبال در پوست نمی گنجید. به این جا که میرسید استاد سرش را به چپ و راست تکان می دادند و گویی مرور این خاطره و شهد شیرین آن همه رنجی که در طول این مدت متحمل شده اند را فراموش کرده و در ادامه بیان می داشت :
بالاترین امتیازی که میتوان به یک رساله دکتری داد نصیب من شد با عنوان بسیار افتخار آمیز و او از این که یک جهان سومی توانسته بود این گونه جمعی از دانشمندان بزرگ زمان را با ارزش کار خویش آشنا کنند و آنان را به وجد آورد به خود می باشید.
هر چند باری که این خاطره را از استاد شنیدم رنگ چهره شان تغییر می کرد و به نقطه ای خیره می شدند. با آن که بیش از ۴۰ سال از برگزاری مراسم دفاعیه گذشته بود اما همواره شور و شعف خاصی از مرور آن در خود احساس میکردند و حتی جزئیات آن لحظات را هم
بیان می داشتند.
استاد را در سه سفر همراه بودم دو سفر به شمال و یکی به یزد با توجه به جدیت استاد در انجام اموری که پذیرفته بودند و خستگی ناشی از یک نواختی کار ایشان برنامه از سوی ما به ایشان پیشنهاد میشد و استاد پس از بررسی اوضاع و اینکه باید در مخارج هم مشارکت داشته باشند و تذکر ظریف دیگری که خاص ایشان بود با بزرگواری می پذیرفتند و با آن که سن و سالی از ایشان گذشته بود در طول سفر همپای جمع بودند.
هیچ گاه از خستگی و دشواری های سفر سخنی نگفتند و گلایه ای نداشتند و تا دیر هنگام به پای ما می نشستند و در آپهای خودمانی جمع هم مشارکت داشتند.
🔖 book_keywords : دانلود فایل pdf پیران پژوهش (۱): دکتر ابوالقاسم قلمسیاه؛ پدر فیزیک نوین ایران نوشته –


دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.