توضیحات
پیوند با آزادی (تاریخچه و آینده سوسیال-دموکراسی)
یکی از ایدئولوژیهای مؤثر سیاسی اروپای معاصر، «سوسیال دموکراسی» بوده است. احزاب سوسیال دموکرات در نتیجه سالها تلاش نیروی کار، اتحادیههای تجاری و سوسیالیستها شکل گرفتند تا برای نمایندگی منافع یکدیگر متحد شوند. البته آنها سالها برای ریشه گرفتن در نظام سیاسی کشورهای اروپایی مبارزه کردند. اما به تدریج این نیروی جدید رشد یافت، و در مراحل بعد در ترکیب دولتهای اروپایی و سطح اتحادیه اروپا به ایفای نقش پرداخت.
سوسیال دموکراسی ریشه در تحولات فکری قرن نوزدهم اروپا و تلاش برای اصلاح سوسیالیسم دارد. در سال ۱۸۶۴، «انجمن بینالمللی کارگران» یا به تعبیر مشهور «بینالملل اول» شکل گرفت تا سوسیالیستهایی با مواضع متعدد را گرد هم آورد. یکی از مسائل مهم این نشست، نقش اصلاحطلبی بود.در کنگره ۱۸۷۲ لاهه، «کارل مارکس» موضع خود را در مورد انقلاب بدین صورت تعدیل کرد: کشورهایی با نهادهای دموکراتیک وجود دارند که تدابیر اصلاحطلبانه در آن امکان تحقق دارند، چرا که کارگران با ابزارهای مسالمتآمیز در این کشورها میتوانند به حقوقشان دست یابند، اما در همه کشورها چنین چیزی دیده نمیشود.
مارکس حمایت خود را از «کمیته پاریس» به دلیل دموکراسی نمایندگی مبتنی بر رأی همگانی مورد تأکید قرار داد.از سویی دیگر، نفوذ غیر مارکسی عمدهای هم بر سوسیال دموکراسی از درون «جامعه فابیان» بریتانیا در سال ۱۸۸۴ توسط «فرانک پادمور» اعمال شد. وی به عنوان عضو بنیانگذار جنبش «فابیانیسم» بر نیاز به تحول تکمیلی و رهیافت اصلاحطلبانه برای دستیابی به سوسیالیسم تأکید کرد.سوسیال دموکراتها به تدریج از مارکسیسم فاصله گرفتند. اما بعد از جنگ جهانی دوم، همه ارتباطات ایدئولوژیک خود را با مارکسیسم قطع کردند.
در سال ۱۹۵۱ یک سازمان جدید بینالمللی برای نمایندگی احزاب سوسیالیست، سوسیال دموکرات و کارگر با نام «سوسیالیست بینالملل» ایجاد شد. در اعلامیه تأسیسی، موسوم به اعلامیه فرانکفورت، هدف سوسیالیستها دستیابی به آزادی و عدالت از طریق حذف بهرهبرداری معرفی شد. سوسیالیست بینالملل، سرمایهداری را محکوم کرد و آن را عامل جدایی انسانها خواند. در این اعلامیه، کمونیسم شوروی با تعابیری چون ناسازگار با روح انتقادی مارکسیسم، عامل تشدید شکافهای طبقاتی و متمایل به دیکتاتوری معرفی گردید. اعلامیه فرانکفورت، کمونیسم بینالملل را ابزار امپریالیسم جدید، تخریبگر آزادی، مبتنی بر بوروکراسی نظامی و سیاست تروریستی توصیف کرد…
کتاب از دو بخش تشکیل شده است:
بخش اول، تاریخچه نیم قرن سوسیال دموکراسی، کتابی است که ژرژ لوفران، نویسنده و پژوهشگر فرانسوی تحت عنوان”سوسیالیسم اصلاحگرا” نوشته و در سال ۱۹۷۸ در مجموعه “چه میدانم” از طرف انتشارات دانشگاهی فرانسه منتشر شده است.
بخش دوم، سوسیال دموکراسی و آینده، مجموعه نامه هایی است که در فاصله سال های ۱۹۷۲ تا ۱۹۷۵ بین سه شخصیت برجسته سوسیال دموکراسی اروپا مبادله شده است: ویلی برانت، صدر اعظم اسبق آلمان ، برونو کرایسکی، صدر اعظم سابق اطریش و اولاف پالمه ، نخست وزیر سوید. این مکاتبات را گفتگویی که این سه سیاستمدار در دسامبر ۱۹۷۳ در گردهمآیی اشلاگنباد و در مه ۱۹۷۵ در وین داشته اند، تکمیل می کند و بیشتر به برنامه های اصلاحی سوسیال دموکرات ها در آینده می پردازد تا به ترازنامه فعالیت های سیاسی و اجتماعی آنها در گذشته.”
ویلی برانت ؛ زاده ۱۸ دسامبر ۱۹۱۳ – درگذشته ۸ اکتبر ۱۹۹۲ ، سیاستمدار آلمانی، از ۱۹۶۹ تا ۱۹۷۴ صدر اعظم این کشور بود. او که عقایدی سوسیال دموکراتی داشت در۱۹۷۱ به خاطر پیشرفت روابط آلمان غربی با آلمان شرقی، لهستان و اتحاد شوروی جایزه صلح نوبل را دریافت کرد…
کتاب های عبدالرضا هوشنگ مهدوی
🔖 book_keywords : ویلی برانت اولاف پالمه برونو کرایسکی عبدالرضا هوشنگ مهدوی دموکراسی سوسیالیسم مارکسیسم جامعه شناسی سوسیالیسم جامعه شناسی سیاسی کتاب های نایاب کتاب پیوند با آزادی

دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.