توضیحات
کتابهای انگیزشی معمولا مثل آدمهاییاند که با خروارها تجربه روی سرتان خراب میشوند و بیوقفه نصیحتهایشان را بر پردهٔ گوشتان میکوبند و بعد، در حالی که عمیقا به فکر فرو رفتهاید، شما را به حال خود رها میکنند. حال شمایید و یک عالم پرسش که بعضی از آنها به نظرتان بسیار احمقانه است، اما خوب هرچه باشد آنها را در کتاب خواندهاید و نمیتوانید بیتفاوت از کنارشان بگذرید. حتی گاهی نیز پیش میآید وقتی عمیقا در فکرید، کاملا اتفاقی همان آدم باتجربه را جایی دورادور زیر نظر میگیرید و میفهمید رفتارش هیچ نشانی از آن نصایح گرانقدر ندارد. اما خوب همیشه هم چنین نیست، گاهی نیز کتابهای انگیزشی مثل دوستیاند که آغاز رفاقتتان با او به یک دعوای حسابی برمیگردد.
کتابهای انگیزشی را میتوان به دو دسته تقسیم کرد: دستهای که حرفی برای گفتن دارند (و بسیار کماند) و بقیه که مفت نمیارزند (اما فراواناند)، در دنیای ما بیتفاوتی و بیانگیزگی تبدیل به یک سندروم مزمن و همهگیر شده و عجله برای رسیدن به پول بیشتر نیز جنونی است که دیگر عادی شده است؛ کافی است که یکی از این بیشمار بیماران مبتلا به بیانگیزگی پا به مطب یک فرد سودجوی عجول بگذارد، باقی ماجرا خودبهخود جفتوجور میشود. پس فراوانی دستهٔ دوم کاملا منطقی است! اما همانطور که احتمالا علت دعوا با دوست صمیمیتان را درست به یاد نمیآورید، علت وجود دستهٔ اول نیز چندان مشخص نیست. گاهی یک درد مشترک، گاهی تجربهای عمیق، گاهی حس تعهد و مسئولیت و گاهی نیز مأموریتی برای زندگی.
از آنجایی که هنر هیچگاه کنشی منطقی و قابل فهم نبوده، علاوه بر بیانگیزگی، سردرگمی نیز به مشکلات هنرمندان اضافه شده و در نتیجه بازار کتب انگیزشی به سوی دنیای هنر سرازیر شده است. البته همان دودستگی بالا همچنان جریان دارد؛ چه در کمیت و چه کیفیت.

دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.