0

پسرک روزنامه فروش

این کتاب را به دیگران توصیه می کنید؟

این کتاب را به کتابخانه مورد علاقه خود بیفزایید.

توضیحات

پسرک روزنامه فروش

مروری بر کتاب

پسرک روزنامه فروش وقتی جلو دکانهای بقالی رسید گردن چون نخ گلابی خودش را سیخکی گرفته، با تمام زوری که داشت فریاد زد:
ـ ملانصرالدین، ملا نصرالدین! کربلایی ریش حنایی که روی چهارپایه دم در دکانش نشسته چرت می زد مثل اینکه به پهلویش سقلمه زده باشند چند شش شد.
ترسیده چشمهایش را باز کرد. به پسرک که درسته بیخ گوشش با صدای زیلی جیغ می زد، چپ چپ نگاه کرد.

اطلاعات بیشتر

نویسنده

مهدی حسین

مترجم

صمد بهرنگی

تعداد صفحات

39

حجم (مگ)

1

نوع فایل

تایپ شده

شناسنامۀ کتاب

دیدگاهی دارید؟