اطلاعیه مهم

این کتابخانه به آدرس جدید منتقل شده است.


ورود به آدرس جدید fanuus.org

قصه سنجان

امتیاز 3.8 ستاره با 6 رای



.

somdn_product_page

توضیحات

قصه سنجان: داستان مهاجرت زرتشتیان ایران به هند

قصه سنجان داستان مهاجرت غم انگیز گروهی از زرتشتیان ایران پس از گشوده شدن ایران به وسیله مهاجمان تازی به هندوستان است. این گروه از «سنجان» (ظاهرا از توابع خواف در خراسان)، به تدریج به سوی جنوب شرقی ایران کوچ کرده و پس از زد و خورد و نبردهایی  با اعراب، شکست خورده  و سرانجام در جزیره هرمز پناه گرفتند. تازیان پس از اندک زمانی به این جزیره نیز دست یافتند. زرتشتیان به ناچار به کشتی نشسته و راه هندوستان را در پیش گرفتند. پس از سختی ها و گرفتاری هایی چند، از آن جمله گرفتاری شدید درتوفانی سهمگین،  به سلامت به هند رسیدند.  سرزمینی را که در آن سکونت و جای گزیدند، به یاد سرزمین از دست رفته میهن شان، «سنجان» نامیده و آن را آباد ساختند.

بهمن کیقباد، سراینده منظومه قصه سنجان، کار خود را در سال ۹۶۹ یزدگردی مطابق با ۱۶۰۰ میلادی به پایان رسانیده است. کیقباد روایت می کند که این روایت را که سینه به سینه نقل و نگاهداری می شده از موبدی شنیده و به نظم آن همت گماشته است.

قصه سنجان سفر مهاجران زرتشتی از خراسان بزرگ به گجرات در غرب هندوستان را روایت می‌کند. فصل اول منظومه که طولانی‌ترین بخش آن است با هجوم تازیان و سقوط ساسانیان آغاز می‌شود و با بنای آتشکده زرتشتیان مهاجر در گجرات و پایندگی نسل آنان در آن سرزمین پایان می‌یابد. در فصل بعد قصه به پیروزی نخستین زرتشتیان مهاجر در پس راندن متجاوزان مسلمان و سپس شکست زرتشتیان در نبرد دوم با مسلمین و عاقبت فرار آنان از اقامت گاه نخستین شان (سنجان) می‌پردازد. این قسمت با افروختن آتش بهرام در نوساری پایان می‌یابد.

مؤلف قصه سنجان، بهمن کی‌قباد از پارسیان هند است و تاریخ نگارش این منظومه سال ۹۶۹ یزدگردی (مطابق گاهشمار زرتشتی نو) معادل ۱۵۹۹ میلادی است یعنی چندین قرن پس از روزگار رخدادهایی که نقل می‌کند.

قصه سنجان نخست در سال ۱۷۷۱ با برگردان فرانسوی آبراهام انکتیل دوپرون به اروپاییان شناسانده شد اما تا ابتدای قرن بیستم چندان مورد توجه نشد. در بخش‌هایی از قصه سنجان از زبان بهمن کیقباد این‌گونه آمده‌است:

مقام و جای و باغ و کاخ و ایوان / همه بگذاشتند از بهر دین‌شان فرو شد زکوه و به دریا شتافت / به هرمز روان گشت و آرام یافت

به دریا بسی کشتی انداخته / برآن بادبان‌ها برافراخته چو کشتی سوی هند آمد یکایک / به دیب افتاد لنگروار بی‌شک

ز یمن آتش بهرام فیروز/ از آن سختی به هم گشتند بهروز مر او رانام سنجان کرد دستور / به سان ملک ایران گشت معمور

🔖 book_keywords : دانلود فایل pdf قصه سنجان نوشته بهمن کی‌قباد

توضیحات تکمیلی

نویسنده

بهمن کی‌قباد

تعداد صفحات

49

حجم (مگ)

1.5

نوع فایل

اسکن شده

شناسنامۀ کتاب

کتابخانه فانوس

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “قصه سنجان”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *