توضیحات
تفاوتی ندارد که پنج ساله باشیم یا پنجاه ساله. واقعیت این است که همهی ما در برابر جاذبهی قصه و روایت مثل یک کودک تأثیرپذیریم. به همین خاطر هم هست که افراد زیرک، از قدیمالایام تا امروز، همواره از حکایت و داستان برای آموزش مفاهیم مهم استفاده میکردهاند؛ دکتر اسپنسر جانسون (Spencer Johnson) یکی از همین انسانهای هوشمند است. او در کتاب صوتی چه کسی پنیر مرا برداشت؟ (Who Moved My Cheese) برخی از عمیقترین آموزهها برای داشتن زندگیای سرشار و موفق را، در قالب قصهای شیرین و شنیدنی بیان کرده است.
کتاب چهار شخصیت دارد. دو موش به نامهای اسنیف و اسکاری، و دو آدمِ کوچک (همقد ساکنانِ لی لی پوت) با اسامیِ هم و هاو. این چهار کاراکتر در هزارتویی تودرتو زندگی میکنند؛ غذای اصلی همهشان هم پنیر است. اما روش هر کدام در جستجوی پنیر، متفاوت از دیگریست. موشها که ساختار مغزی سادهای دارند، سعی میکنند بیشتر از غریزهشان برای پیدا کردن پنیر استفاده کنند. اما آدمها که با وجود قامت ریزه و کوچکشان، از مغزی بسیار پیچیدهتر از مغز موشها برخوردارند، در جستجوی پنیر، به «ایده»هایی متکیاند که ابداً به ذهن موش جماعت نرسیده! با این حال و در کمال تعجب، این باعث نمیشود که هم و هاو، بیشتر از اسنیف و اسکاری پنیر پیدا کننند. بنابراین، راز پیدا کردن پنیرهای خوب و خوشمزه، در داشتن ساختار مغزی پیچیده و پیروی از افکار و ایدهها نهفته نیست.
دکتر جانسون در قالب این داستان جالب توجه، علاوه بر «روشهای شکار پنیر»، که در واقع استعارهای از روشهای کسب موفقیت است، این را هم به زیبایی نشان داده که هنگام رسیدنِ تغییراتی بزرگ در زندگی، چگونه بر اوضاع مسلط باقی بمانیم و برای هر شرایطی آماده باشیم.

دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.